تبليغاتX
فرياد
...آي با شما هستم....اين درها را باز كنيد

سالروز شهادت دکتر علی شریعتی بر دوستداران ایشان تسلیت باد.

معلم شهید دکتر علی شریعتی: «اگر براي جامعه‌ات مفيد نباشي، خواه به نماز ايستاده باشي، خواه به شراب نشسته باشي، تفاوتي نيست

چمران شريعتي

در همين روزها شهادت دكتر مصطفي چمران مي باشد كه ضمن تسليت شهادت ايشان جملاتي را كه هنگام خاكسپاري دكتر علي شريعتي در زينبيه بر زبان آورد با هم مي خوانيم:

 اي علي ! شايد تعجب كني، اگر بگويم كه همين هفته گذشته كه به محور جنگ « بنت جبل» رفته بودم و چند روزي را در سنگرهاي مقدم «تل مسعود» در ميان جنگندگان «امل » گذراندم، فقط يك كتاب با خودم بردم و آن «كوير » تو بود . كويري كه يك عالم معني غنا داشت و مرا به آسمان ها مي برد و به ازليت و ابديت متصل مي كرد... ... اي علي! ياد تو، نام تو، گفته هاي تو، افكار تو همه براي من نوعي نماز است كه مرا به خدا نزديك و نزديك تر مي كند. تو اي علي! در همه نمازهاي مخلصانه ما حضور داري و ما را در همه پرواز ها به آسمان ها همراهي مي كني، بر همه مجاهدين كه در راه حق به افتخار شهادت نائل مي شوند، تو شاهد و شهيدي ... »

 

2 اين مطلب توسط نوشته شد  پنجشنبه سی ام خرداد 1387در ساعت  0:20  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

ما را چه تفاوت است با مدیران دانشگاه دولت احمدی نژاد؟
درود

شناخت روحيه و تفكر و اقدامات و رفتارهاي امثال دكتر مددي به احتمال زياد براي فعالين دانشجويي كه در دولت احمدي نژاد تحصيل مي كردند كار چندان سختي نخواهد بود، چرا كه در تقريبا تمام دانشگاههاي كشور تفكري مشابه تفكر آقاي دكتر مددي حاكم مي باشد.تفكري كه قائل به حذف انديشه ي مخالف و جلوگيري از بيان عقايد توسط مخالفين فكري مي باشد كه آخرين اقدامات از اين دست به دستور لغو مجوز انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه زنجان توسط جناب آقاي مددي مي باشد كه البته آخرين نخواهد بود.

بنابراين و با فرض شناخت نوع نگاه آقاي دكتر مددي به فعاليت دانشجويي، مساله اي را كه از لحظه ي ديدن فيلم منتشر شده ذهنم را به خود مشغول كرده است بيان مي كنم.

حالتي را كه پس از ديدن اين فيلم بر من رفت حالات مختلفي از ترس، شرمندگي، خوشحالي، فرونشستن حس انتقام، گيجي و تعليق بود.اين حالات كه توامان با هم بروز كردند نشات گرفته از حس نفرت از معاونين دانشجويي بود كه همواره وجود آنها مانعي براي فعاليت سالم(اعم از سياسي، فرهنگي يا اجتماعي) دانشجويان در دانشگاه بود. اما لحظاتي پس از خروج از حالت تعليق تا كنون اين انديشه مرا رها نكرده است كه آيا اقدام دانشجويان در انتشار اين فيلم اقدامي اخلاقي بوده است؟ مجدد تاكيد مي كنم كه چوب امثال آقاي مددي در چهار سال و اندي كه در دانشگاه فعاليت مي كرديم به تن ما خورده است و اصلا اين سخنان را در مقام دفاع از امثال مددي بيان نمي كنم.

اما آيا دانشجويان محترم عضو انجمن اسلامي -كه همواره به عضويت و حضور در آن افتخار مي كنم -نمي توانستند بدون انتشار اين فيلم به خواسته ي مشروع و به حق خود يعني بازگشايي انجمن برسند؟اصلا آيا انتشار اين فيلم –ضمن تاييد حركت ضد اخلاقي و حتي انساني دكتر مددي- كاري اخلاقي بوده است؟

آيا استفاده ي غير اخلاقي دكتر مددي و امثال ايشان از قدرت و نفوذي كه دارند دليلي براي مقابله به مثل و استفاده از ابزارهاي غيراخلاقي مي باشد؟اگر اينگونه است ما را چه تفاوت است با مديران دانشگاه در دولت احمدي نژاد؟


 

2 اين مطلب توسط نوشته شد  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387در ساعت  2:40  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

 

درود

اين تصوير را كه هفته ي قبل از كنار درياچه ي زيباي كوه گل در نزديكي شهر سي سخت گرفتم را به مناسبت هفته ي محيط زيست و روز گل و گياه تقديم به شما مي كنم(گرچه گل و گياهي توش معلوم نيست)

             كوه گل اطراف شهر توريستي سي سخت

2 اين مطلب توسط نوشته شد  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387در ساعت  2:26  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

اعلام اعتراض با ننوشتن از سالهایی که اصلا سالهای خوبی برای بزرگ شدن نبودند!

 

بیست و سوم خرداد که مصادف بود با بیست و سوم رمضان ۱۴۰۵ و  ۱۹۸۵june۱۳  روز تولد من بود. گرچه مهم نیست ولی عده ای را یادآور روزهای سخت سالهای جنگ است و عده ای را نیز یادآور سالهای تلخی که اصلا سالهای خوبی برای زندگی کردن نبوده اند. عده ای را به یاد آرمانهای از یادرفته شان می اندازد و عده ای دیگر را یاد آرمانهای بر باد رفته. گروهي اين و سالهاي نزديك به آن را از خاطره و حافظه شان پاك كردند و گروهي ديگر نه تنها خاطره اي جز از آن روزها ندارند بلكه خود نيز در همان سالها متوقف شدند. اين سالها كساني را به ياد پدر و برادر و خواهر و مادر شهيدشان مي اندازد و ديگر كسان را به سعي در فراموشي آن تلخ روزها و داشتن زندگي آرام در كنار كشور دوست و همسايه و مردماني كه برادر خطابشان مي كنند.شايد دليلش فراموشي همه ي كساني بوده كه يادشان رفته است چنين روزي در بيست و سه سال پيش مصادف بود با روز قدسي شبيه همه ي روزهاي قدس.با تفاوتي كه آن روز راه قدس از كربلا مي گذشت...

امروز را عده اي آرزوي بازگشت به آن سالهاست و عده اي را حسرت از دست دادن فرصتهاي زندگي در آن سالها.سالهاي بد باد و شك و اشك

اما كسان ديگري هم اين سالها برايشان خاطره شده است.خاطره اي  ناديده كه شنيده هاي بسياري را برايشان به ارمغان آورده است.نمي خواهم آن سالها را مرور كنيم كه اصلا سالهاي خوبي براي بزرگ شدن نبودند.  

.

.

.

متاسفانه امروز بيست و سه سال از بيست و سه خرداد 64 مي گذرد.

از باده ي دوشين قدحي بيش نماند

 از عمر ندانيم كه چه باقي مانده است

.

.

.

و شايد فقط شاملو بتواند حال ما متولدين دهه ي جنگ و خشونت و ايثار و آگاهي و احساس و ايدئولوژي و فقر و وحشت و كوپن  را آنهم در چند خط اول شعرش بگويد:

جخ امروز
از مادر نزاده ام
نه
عمر جهان بر من گذشته است.

نزديک ترين خاطره ام خاطره ی قرن هاست.
بارها به خونمان کشيدند
به ياد آر
و تنها دست آورد کشتار
نان پاره ی بی قاتق سفره ی بی برکت ما بود.

اعراب فريب ام دادند
برج موريانه را به دستان پرپينه ی خويش بر ايشان در گشودم
مرا و همه گان را بر نطع سياه نشاندند و
گردن زدند.

نماز گزاردم و قتل عام شدم
که رافضی ام دانستند
نماز گزاردم و قتل عام شدم
که قرمطی ام دانستند.
آن گاه قرار نهادند که ما و برادرانمان يکديگر را بکشيم و
اين
کوتاهترين طريق وصول به بهشت بود!

به ياد آر
که تنها دست آورد کشتار
جل پاره ی بی قدر عورت ما بود.

خوش بينی ی برادرت ترکان را آواز داد
تو را و مرا گردن زدند
سفاهت من چنگيزيان را آواز داد
تو را و همه گان را گردن زدند
يوغ ورزاو بر گردنمان نهادند
گاوآهن بر ما بستند
بر گرده مان نشستند
و گورستانی چندان بی مرز شيار کردند
که باز مانده گان را
هنوز از چشم
خونابه روان است.

کوچ غريب را به ياد آر
از غربتی به غربت ديگر
تا جست و جوی ايمان
تنها فضيلت ما باشد.

به ياد آر
تاريخ ما بی قراری بود
نه باوری
نه وطنی.
نه
جخ امروز
از مادر
نزاده ام

2 اين مطلب توسط نوشته شد  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387در ساعت  2:50  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

درود

روز پنج شنبه در دانشگاه آزاد شهرضا امتحان کارشناسی ارشد علوم سیاسی داشتم.بر خلاف انتظار بیش از پانصد نفر در این ازمون شرکت نمودند که طبق اعلام دانشگاه آزاد 18 نفر از آنها پذیرفته خواهند شد.

مثل آزمون کارشناسی ارشد دانشگاههای سراسری دانشگاه آزاد نیز به موضوع احزاب پرداخته بود.قبلا در پستی یکی از سوالات جالب کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاههای سراسری را اینجا آورده بودم.در کنکور اخیر نیز یک سوال جالب مطرح شده بود که تلویحا موجودیت نهضت آزادی را می پذیرد.البته که اقدام پسندیده ای است که احزاب بتوانند به صورت رسمی و قانونی فعالیت کنند که متاسفانه از دیدگاه خیلی ها نهضت آزادی ایران موجودیت رسمی ندارد و حتی اجازه ی برگزاری کنگره ی سالانه به صورت رسمی را نیز ندارند.

اما یکی از سوال درس تاریخ تحولات سیاسی ایران:

سازمان یافته ترین و قدیمی ترین احزاب و جناحهای سیاسی جمهوری اسلامی کدام است؟

1-     مجمع روحانیون مبارز-حزب جمهوری اسلامی

2-     هیئت موتلفه اسلامی-نهضت آزادی ایران

3-     جامعه روحانیت- نهضت آزادی

4-     کارگزاران-جبهه مشارکت

 

به بهانه و مناسبت همین امتحان به اصفهان هم سری زدم و یکی دو روز ضمن تجدید دیدار دوستان گشت و گذاری هم داشتم.چند عکس را به همین مناسبت که در اصفهان و شهرضا گرفتم در ادامه می آورم.

نمایی از یک کاروانسرا که بازسازی و تبدیل به هتل شد: 
کاروانسرا در شهرضا

انتهای یک بازارچه سرپوشیده که هنوز هم پابرجاست و مورد استفاده قرار می گیرد

بازارچه قدیمی در شهرضا

امامزاده شاهرضا(ع)

امامزاده شاهرضا

مسجد امام

مسجد امام

مسجد امام

مسجد امام

2 اين مطلب توسط نوشته شد  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387در ساعت  2:35  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

نامه ي مهندس بازرگان به خاتمي
 درود

در پی انتشار مطالبی در خصوص جدال قلمی مهندس بازرگان و سید محمد خاتمی در برخی وبلاگها و اظهار نظرهای پیرامون آن ترجیح دادم متن کامل نامه ی مهنس بازرگان به آقای خاتمی را که قبلا در شماره ی ۱۷ نشریه ی فریاد نیز به چاپ رسید را با مقدمه ای اینجا بیاورم.

در آن روزهای بعد از رفتن بنی‌صدر و يک‌طرفه و يک‌دست شدن کامل حاکميت، وضعيت آزادی‌خواهان و مبارزانی که داخل ايران بودند آن‌قدر به وخامت گذاشت که ديگر کسی را يارای سخن گفتن نبود. جو فشار و اختناقی که به وجود آمده بود حتی امکان نشر و پخش کوچکترين آثار دگرانديشی و آزادی‌طلبی را نمی‌داد. در اين ميان شايد تنها کسی که همچنان روی اصول‌اش پای می‌فشرد و با استفاده از فرصت نمايندگی مجلس هر‌گاه مجالی می‌يافت به مقابله با استبداد دينی و غيردينی می‌پرداخت، مهندس مهدی بازرگان بود. ديگر برای او نه روزنامه توقيف شده‌اش( ميزان) مانده بود و نه حتی فضای باز و آزادی که حتی سخنان او را رسانه‌ای و نشريه‌ای منتشر کند، اما او هرگز از پا ننشست. با اينکه می‌دانست هيچ روزنامه‌ای نطق‌ها و پاسخ‌هايش را به تهمت‌ها و بهتان‌ها عليه دولت موقت و شخص خودش چاپ نمی‌کند، اما هربار که می‌ديد مطلبی خلاف واقع و در فحاشی به دولتش منتشر شده نامه‌ای در جوابيه می‌فرستاد و با اين مطلع هميشگی که” زايد می‌دانم که در مضر آقايان استناد و استمدادی به قانون مطبوعات و از اخلاق و عدالت اسلامی بنمايم.”

اما اين طلسم چاپ نشدن نطق‌های او سرانجام شکست و روزنامه کيهان به سرپرستی سيد محمد خاتمی (رئيس جمهور سال 76 و 80 ايران) برای اولين و آخرين بار، نطق او را منتشر کرد. گرچه در کنارش مقاله مفصل و تند سيد محمد خاتمی را در نقد سخنان بازرگان آورده بود. بازرگان بلافاصله نامه تشکر آميزی به خاتمی نوشت که در ادامه می خوانیم:

“جناب آقای خاتمی عزيز، سلام عليکم

جو حرمت فوق‌الطاقتی! که الحمدالله در مجلس برايم فراهم آمده است، مانع از آن شد که استفاده از شرف جوار نموده و حضورا سلام و تشکری بنمايم. ناچار دست به دامن دوست ديرينه ي  مشترک آقای صباغيان شدم.

از بابت درج مقاله در کيهان( 26 مهر 1360) متشکرم. يقينا برايتان خالی از دردسر و پشيمانی نبوده است ولی لا‌اقل برای روشن شدن حقيقت و اجرای عدالت، کار مفيد و در چارچوب وظايف روزنامه‌نگاری بوده و اعتبار و آبروی کيهان را در نظر غير قشر خاص، بالا برد.

از جواب‌های کذايی هم که در ذيل متن نطق داده بوديد گله ي چندانی ندارم. خوشبختانه خوانندگان بعد از قرائت مقاله من بايد آنقدر خسته شده باشند که از خواندن جوابيه شما صرف‌نظر نموده باشند.شايد با آن بچه‌های کيهان، غير از اين هم نمی‌توانستيد، بگوييد و چون قبلا به اندازه کافی اظهار نظر کرده بوديد الزامی به گفتن حرف‌هايتان خصوصا با روغن داغ‌هايی که بوی سوختگی و دشمنی می‌داد نداشتيد. به هر حال جواب را فراموش کردم و آنچه در نظرم مانده و انشالله خواهد ماند، برخورد‌های دوستانه، منصفانه و قيافه سمپاتيک و قامت رعنای شماست که بوی انسانيت و برادری اسلامی را از آن حس کردم.

حالا هم چون نمی‌توانم راحت بنشينم و همه راه‌ها را (حتی برای گفتن قرآن) بر روی ما بسته‌اند و ديواری کوتاه‌تر از کيهان پيدا نکردم، يک مقاله ديگر برای تکميل عرض ارادت خدمتتان می‌فرستم. فکر کنم اگر چاپ شود هم تيراژ کيهان بالاتر خواهد رفت و هم ثواب زحماتتان نزد خدا.

به حاجی احمد آقای گرامی لطفا سلام ارادتمند قديم را، که تکرار می‌کردند هم خط او هستم برسانيد.

خيلی ممنون

مهدی بازرگان

لازم به توضیح است که منبع کسب این نامه را فراموش کردم.

2 اين مطلب توسط نوشته شد  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387در ساعت  3:28  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

در حاشیه ی مصاحبه ی سفیر جمهوری فدرال اسلامی کومور با رجانیوز
درود
اخیرا مصاحبه ای از آقای شیخ "احمد نجیب المرزوقی" که گفته می شود اولین سفیر کشوری به نام کومور در ایران است را با رجا نیوز خواندم.ضمن توصیه ی همه ی دوستان به خواندن این مصاحبه نکات جالب توجهی در این مصاحبه وحود دارد که با هم می خوانیم:
1-در توضیح و معرفی سایت رجا نیوز از کشور یا مجمع الجزایر کومور آمده است که : جمهوری فدرال اسلامی کومور مجمع الجزایری است در جنوب شرقی افریقا در آبهای اقیانوس هند که در شرق سواحل موزامبیک و شمال غربی ماداگاسکار قرار دارد. مساحت آن به ۲۲۳۶ کیلو مربع بالغ می‏گردد.
*نکته ی جالب اینکه جستجوی من (البته به زبان فارسی) برای یافتن توضیحات جامع تری درباره ی این کشور گونه چیز زیادی را برایم مشخص نکرد و در تنها کره ی جغرافیایی که در منزل داشتم و عکس آن را در زیر می بینید نامی از این کشور وجود ندارد.

کومور؟

2-گرچه در ادامه می توانید علت توجه ویژه ی رجانیوز(ارگان غیر رسمی شخصی احمدی نژاد و  فاطمه خانم رجبی ) را به این کشور متوجه شوید اما از همان توضیحات خود رجانیوز که رئیس جمهور این کشور را معرفی می کند می توان به شباهت بسیار زیاد آقای سامبی با احمدی نژاد که حتی نوع انتخابشان نیز مشابه بود را متوجه شد:
"احمد عبدالله سامبی" رئیس جمهور فعلی این کشور به طور غیرمنتظره ای موفق شد 58 درصد آرا را در انتخابات اردیبهشت 85 جذب کند.
3-توضیحات سفیر کومور در ایران در خصوص رئیس جمهورشان را در صورتی که نامی از طرف مصاحبه برده نشود بی تردید مخاطب را به توضیحات و نوشته های فاطمه رجبی یا الهام یا رحیم مشاعی یا روزنامه ی کیهان و یا دیگر نزدیکان احمدی نژاد رهنمون می سازد.عنایت بفرمایید:
اما مردم ..... تصمیم گرفتند این بار یکی از بهترین مردان ..... را به عنوان رئیس جمهور خود انتخاب کنند. این فرد که به واقع محبوبترین رئیس جمهور ..... در طی بیش از 30 سال گذشته است، ..... او از دوستداران واقعی اهل بیت(ع) است. وی توانست طی این ......سال  از دوران ریاست جمهوری خود کارهایی انجام دهد که تمام رؤسای جمهور ...... طی 30 سال گذشته نتوانستند انجام دهند. به عنوان مثال اولین کاری که کرد گسترش عدالت در کشورمان بود. همچنین مبارزه شدید با بیکاری و فقر.
همانطور که پیشتر هم گفتم وي بیشتر در زمینه مبارزه با فقر، بیکاری و گسترش عدالت تلاش می کند. پیشرفت شهروندان ..... برای ایشان مهمتراز ماندن در قدرت است. برای همین وي بهترین رئیس جمهور طی 30 سال گذشته شده است.

!
4-البته گذشته از این همه شباهت رئیس جمهور کومور و اطرافیانش با رئیس جمهور خودمان و نیز اطرافیانش تفاوتهایی بین ایران و کومور وجود دارد که می تواند جالب باشد:
حدود دو ماه پیش به تهران آمدم و طی این دو ماه، در هتل به سر می بردم زیرا وقتی به ایران آمدم با گرانی بسیار شدیدی برای تهیه ساختمانی برای سفارت مواجه شدم. برای همین مجبور شدم تمام این مدت را در هتل بگذرانم تا بتوانم ساختمانی را بر مقر سفارت کومور تهیه کنم.در کومور شما می توانید به قیمت بسیار ناچیزی مثلاً هزار دلار بهترین و بزرگترین ساختمان را اجاره کرده  و یا حتی خریداری کنید. به همین دلیل من پیش بینی نمی کردم با این مشکل مواجه شوم.

*البته اگر فردا نگویند که این توطئه ی اصلاح طلبان وطن فروش بوده است که این سخنان نادرست را به سفیر کشور دوست و برادر و انقلابی مان کومور القا کرده اند و ما هیچگونه گرانی مسکن در ایران نداشتیم.
5-نکته ی اساسی تر این مصاحبه پاسخی بود که سفیر کومور در جواب این سوال رجا نیوز که رابطه شان با آمریکا چگونه است ارائه کرد:
البته ما و همه شهروندان کومور دوست نداریم رابطه ای با آمریکا داشته باشیم، البته به دلیل فقر شدیدی که مردم کومور در آن به سر می برند، رئیس جمهورمان سیاستی را اتخاذ کرده و آن عدم دشمن تراشی و دوست بودن با همه است.

از این پاسخ سفیر البته بیشتر از این بخندم ، متاسف شدم.متاسف بابت اینکه رئیس جمهور کشوری که حتی روی نقشه ها نیز وجود ندارد متوجه این امر می شود که دشمن تراشی تنها می تواند مانعی برای جلوگیری از توسعه باشد.آنها نیز ایدئولوژی دارند ، آنها نیز عقایدی برای خودشان دارند ، آنها نیز دل در گرو آرمانهایشان دارند و خیلی از این آرمانها و عقایدشان با آرمانها و عقاید مسئولین و برخی مردم کشورمان یکی است ، اما رهایی مردم از فقر از همه ی آرمانهای عقیدتی و ایدئولوژیک برای آنها مهمتر است و همین نکته ی راهگشاست که می تواند آینده ی خوبی را پیش روی کشورگونه ای همچون کومور بنمایاند.چیزی که ای کاش مسئولین ما نیز از آن درس می گرفتند.

2 اين مطلب توسط نوشته شد  شنبه سی و یکم فروردین 1387در ساعت  10:20  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

دولت ضعیف ؛ تهدیدی برای امنیت ملی
درود
این روزها گویا عرق ملی ! همه ی ایرانیانی که در ایران زندگی می کنند یا بر عکس ! گل کرده و هر کس به طریقی از sms  و پی ام و تماس گرفته تا تیلیغ در سایت و وبلاگهای شخصی از هموطنانش خواسته تا با امضای نامه ای به گوگل که گویا باید به یک میلیون امضا برسد از ناموس و حیثیت ملی شان دفاع کنند و هر کس هم این پیامها را دریافت کرده سعی و تلاش خود را برای جلوگیری از هتک حرمت ملی اش به کار برده و بسیاری با امضای چندین و چند باره ی این نامه با اسامی مختلف علاقه مندی شدید خود به ملیت و هویت ایرانی خود نشان داده اند.
ضمن اینکه این حرکتهای مدنی و خودجوش که طبق معمول پشتوانه ای در نهادهای رسمی نمی یابد قابل ستایش و تقدیر است اما به هر حال نمی توان از کنار بی تفاوتی مسئولین به این قبیل مسائل به آسانی گذشت.
به هر حال تا هنگامی که دولت کنونی حاضر است برای اثبات خود دست به هر اقدام و انتحاری بزند و منافع کوتاه مدت سیاسی خود را بر منافع ملی ترجیح دهد باید هر روز منتظر "فتنه" ای از هر سو بود.
در این میان لاشخوری کشورهای عربی تازه به رفاه و ثروت و البته اسم و رسم در پناه این ثروت رسیده ، هنگامی به اوج می رسد که محمود احمدی نژاد که گویا رئیس جمهور! ایران است به خود این اجازه را می دهد که برای اینکه بار دیگر غریزه ی خودشیفتگی مفرط خویش را ارضا کند و خود را به صفحه ی اول روزنامه های بین المللی برساند زیر آرم و لوگوی خلیج عر عر عر  بی می ایستد و در کمال پررویی با حاکمان بی شرم اما موقعیت شناس عرب عکسی به یادگار می اندازد و البته با این حرکت خط بطلانی بر همه ی حرکتهای مدنی ایرانیان می زند.

خلیج فارس

خلیج فارس


هیچگاه مناسبات کشور ها بر اساس حق و حقیقت نبوده و نخواهد بود ؛ بنابراین حرکتهای موقعیت طلبانه ی کشورهای حاشیه ی خلیج فارس که همراهی ناسیونالیسم عرب را پشتوانه ی خود می داند قطعا از سوی اعراب حرکاتی پسندیده می باشد.خواه این عرب ، عرب حاشیه ی خلیج باشد یا عرب عربستان یا عرب سوریه که وجودش به وجود جمهوری اسلامی بسته است و خواه حتی عرب فلسطین و لبنان.ضمن اینکه در روابط بین الملل نیز حرکت مذمومی نیست.
متاسفانه آنچه برای احمدی نژاد مهم است دستیابی به اهداف موهومی است که ضرورت رسیدن به آنها برای ملت ایران روشن نیست و باز متاسفانه که احمدی نژاد برای دستیابی به آن اهداف دست به هر کاری می زند : پشت پا زدن به گذشته ی تاریخی با شرکت در کنفرانس شورای همکاری خلیج عر عر عر بی  ، به ثمن بخس فروختن دریای خزر ، باج دادن به کشورهای همچون روسیه و چین و ...
بنابراین تا زمانی که ما از یک دولت مقتدر (در عمل نه در شعار و سخنرانی و قمپز در کردن) برخوردار نباشیم یک میلیون امضا که سهل است هفتاد میلیون امضا نیز نمی تواند جلوی اجماع کشورهای عربی جهت رسیدن به این خواسته شان را بگیرد.جلوی کار گوگل را بگیریم یاهو را می خرند ، یاهو را متوقف کنیم از طریق رسانه های جمعی مورد اعتماد دنیا وارد می شوند ، آنها را قانع کنیم از طریق سازمان ملل وارد می شوند و ...
تا زمانی که ما با دولتی ضعیف و نا کارآمد در داخل و خارج طرف هستیم هر روز و هر روز باید شاهد به وجود آمدن خطر و تهدیدی برای تمامیت ارضی ایران باشیم.هیچ بعید نیست که از این به بعد مشابه کاری که امارات به پشتوانه ی کشورهای عربی در خصوص جزایر سه گانه می کند را از سوی سایر کشورها مشاهده نکنیم.از کجا که فردا روزی افغانستان ادعا نکند که ایران زمانی جزئی از خاک این کشور بوده است که در زمان حکومت قاجار توسط توطئه ی انگلیس از آن جدا شده است و یا آذربایجان مدعی تحمیل قرارداد ترکمانچای از سوی روسیه برای جدایی ایران از آذربایجان نشود؟
چه می شد که این اجماع عمومی در جهت حذف نامی در گوگل بر روی موضوعی مثل تحقق دموکراسی در ایران شکل می گرفت و مشتاقانه و بلکه عاشقانه همه در کنار هم می ایستادند؟چه می شد همین یک میلیون امضا(اگر به یک میلیون برسد) وارد عرصه ی عمومی می شدند و در تحقق جامعه ی مدنی می کوشیدند؟چه می شد اگر نیمی از اینها به احزاب می پیوستند تا پشتوانه ای قوی برای رشد احزاب و پایگاه اجتماعی قابل تکیه ای برای آنها می شدند؟چه می شد اگر این تعداد برای حمایت از رسانه های خصوصی هر روز روزنامه می خواندند؟چه می شد اگر این تعداد همین طور که در همه گیر کردن تب امضا کردن این نامه تلاش می کنند در همه گیر شدن توجه و شناخت حقوق شهروندی ملت اقدام می کردند؟چه می شد اگر این تلاش عمومی در راستای به وجود آمدن دولتی مقتدر و توانمند در عرصه ی داخلی و خارجی و جلوگیری از نفوذ و گسترش تحجر و پوپولیسم و ریا و دروغ و ... قرار می گرفت؟چه می شد اگر ...

 

2 اين مطلب توسط نوشته شد  جمعه سی ام فروردین 1387در ساعت  3:39  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

خوش آنرا که هنوز وطنی دارد!
 فریدریش نیچه:

کلاغها

بینظم

پران به سوی شهر

قارقار میکنند:

 

برف در راه است

و اینک

خوش آنرا که هنوز

وطنی دارد!

جهان

2 اين مطلب توسط نوشته شد  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387در ساعت  1:48  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

در آمدهای نفتی متعلق به کیست؟مردم یا دولت؟

درود

از تاخیر این مدت از دوستان عذر خواهی می کنم.درگیر انتخابات بودم و در تهران برای ستاد ائتلاف اصلاح طلبان و آقای سید کامل تقوی نژاد کار می کردیم.متاسفانه دولت احمدی نژاد به حدی مردم را از بهبود اوضاع ناامید کرده است که متاسفانه مردم تمایل چندانی به حضور در انتخابات ندارند.در گفتگوهایی که با مردم داشتیم خیلی از مردم از اینکه سی سال است رای می دهند و هیچ تغییری در زندگی آنها ایجاد نشده است سخن می گفتند و بحث و صحبت و گفتگو با مردم برای دعوت به حضور و رای به یاران خاتمی و ایجاد تحول در وضعیت برای تحریمی ها چندان موثر نبود.

گرچه خیلی از مردم اصلا اطلاعی از برگزاری انتخابات نداشتند.برخی دیگر به دنبال لیست ائتلاف اصلاح طلبان بودند.نکته ی جالب برای کسانی که از آگاهی مردم سخن می گویند اینکه اولین واکنش ۸۰ درصد از مردم در مقابل دریافت کارتهایی که به عکس خاتمی مزین بود  اعلام این بود که"مگر خاتمی هم کاندید شده؟"

متاسفانه حرکت پیچیده و حساب شده ای و البته پشت پرده  برای عدم حضور مردم در انتخابات طراحی شده است.مهمترین نمود این مساله به وجود نیامدن فضای تبلیغاتی و انتخاباتی در سطح شهر و در بین مردم است.

طبق آخرین خبری که از منابع موثق دریافت کرده ایم حضور مردم در انتخابات تهران ۲۰ درصد برآورد شده است.البته در همین حضور بیست درصدی اصلاح طلبان با ۲۸ درصد در صدر و ائتلاف فراگیر اصولگرایان با ۲۰ درصد و جبهه ی متحد با ۱۶ درصد و حزب اعتماد ملی با ۴ درصد در رده های بعدی قرار دارند.

البته اگر بارش باران در تهران رخ بدهد قطعا در این وضعیت تغییر ایجاد می شود.گفته می شود که طبق نظر سنجی ها هر چه بیشتر به زمان انتخابات نزدیک می شویم اصلاح طلبان با افزایش قابل توجه اقبال مردم مواجه می شوند.

به هر حال ما باید بر این نکته که اگر حضور نداشته باشیم هیچ تغییری در وضعیت ما ایجاد نمی شود اتفاق نظر داشته باشیم.

همه ی ما با حضور در انتخابات و رای به یاران خاتمی به تثبیت دموکراسی رای می دهیم.

سید کامل تقوی نژاد

تقوی نژاد

تقوی نژاد

تقوی نژاد

تقوی نژاد

کاندیدای ستاد ائتلاف اصلاح طلبان ، حزب اعتماد ملی ، جبهه ی آزادی و ائتلاف مردمی اصلاحات و ...

لیسانس برنامه ریزی اجتماعی

فوق لیسانس مدیریت سیستم ها

متولد:1343

سوابق اجرایی:

معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی

معاون وزیر تعاون

عضو هیئت مدیره بانک سپه

رئیس سازمان برنامه و وبودجه گیلان

مدیرکل در مجموعه ی وزارت کشور ، وزارت جهاد سازندگی و سازمان ثبت احوال کشور

کارشناس نخست وزیری

عضویت در هیئت مدیره ی شرکتهای سرمایه گذاری ، بازرگانی و تولیدی بخش دولتی

عضویت در مجامع و شوراها:

عضو کمیسیونهای شورای اقتصاد ، شورای عالی صادرات ، شورای عالی اشتغال ، شورای عالی اصناف ، اجتماعی  دولت و انفورماتیک بانکها

عضو شورای عالی بانکها و شورای عالی تامین اجتماعی

عضو ستاد هماهنگی روابط اقتصادی خارجی دولت

عضوکمیته های عدالت اجتماعی و توانمند سازی بخش خصوصی و تعاونی برنامه چهارم

دبیر شورای برنامه ریزی برنامه ی سوم توسعه ی استان گیلان

فعالیتهای اجتماعی:

عضو انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی ، حضور داوطلبانه در دفاع مقدس به مدت 16 ماه و مجروح جنگ تحمیلی

اهداف و برنامه ها:

گسترش امنیت اجتماعی ، حمایت از حقوق اساسی و شهروندی و کاهش دغدغه های مردم

حمایت از آزادیهای مدنی و حفظ کرامت و هویت انسانی ملت

توجه خاص به ویژگیها ، الزامات ، خواسته ها و مطالبات جوانان

اولویت دادن به کنترل تورم ، مبارزه ی موثر و قانونمند با گرانی و فساد مالی و اقتصادی

پیگیری قانونی توزیع عادلانه منابع و درآمدهای نفتی بین مردم به صورت مستقیم و نقدی

پیگیری جدی جهت اجرای قانون خدمات کشوری با تکیه بر حقوق فرهنگیان و کارمندان

پیگیری اجرای سیاستهای اصل 44 قانون اساسی با تکیه بر بخش تعاونی و خصوصی و تلاش برای تحقق اهداف چشم انداز و سیاستهای کلی نظام

 

2 اين مطلب توسط نوشته شد  جمعه دهم اسفند 1386در ساعت  13:1  سيد مجتبي تقوي نژاد  |