شهادت علي (ع) را پيشاپيش تسليت مي گويم.دو متن از دكتر شريعتي در مورد اين دو مناسبت را براي حسن شروع مطلب امروز مي نويسم:
هر از چندي شبي پديدار مي گردد كه تاريخ مي سازد ، كه انسان نو مي آفريند و شبي كه باران فرشتگان الهي ، باريدن مي گيرد.شبي كه آن روح در كالبد زمان مي دمد.شبي كه از هزار ماه برتر است ، آنچنان كه بيست و چند سال بعثت پيامبر از بيست و چند قرن تاريخ ما برتر بود.
علي مظهر شگفتيها:
علي در طول تاريخ تنها انساني است كه در ابعاد مختلف و حتي متناقضي كه در يك انسان جمع نمي شود قهرمان است.هم مانند يك كارگر ساده كه با دست خويش و پنجه و بازويش خاك را مي كند و در آن سرزمين سوزان بي ابزار ، كاريز مي سارد و هم مانند يك حكيم مي انديشد و هم مانند يك عاشق بزرگ و عارف كبير عشق مي ورزد و هم مانند يك جنگاور قهرمان شمشير مي زند و هم مانند يك سياستمدار جامعه را رهبري مي كند و هم مانند يك معلم اخلاق مظهر و سر مشق فضائل انساني براي جامعه است و هم پدر است و هم دوست وفادار و هم همسر نمونه.درد علي دوگونه است.يك درد دردي است كه از زخم شمشير ابن ملجم در فرق سرش احساس مي كند ؛ و درد ديگري دردي است كه او را تنها در نيمه شبهايي خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده ...و به ناله در آورده است.ما تنها بر دردي مي گرييم كه از شمشير ابن ملجم در فرقش احساس مي كند.اما اين درد علي نيست ؛ دردي كه چنان روح بزرگي را به ناله در آورده است ، تنهايي است.كه ما آن را نمي شناسيم ! بايد اين درد را بشناسيم .نه آن درد را.كه علي درد شمشير را احساس نمي كند و ما... درد علي را احساس نمي كنيم!
حتما خبر كشتن يك جوان در مترو به دست يك روحاني كه مي خواست جلوي منكرات !!! را بگيرد يادتان هست.حاج آقا معاون اجتماعي و ارشاد نيروي انتظامي تشريف داشتند.به اين خبر هم كه در روزنامه ي خبر جنوب 26 مهر صفحه ي پنج منتشر شده است ، توجه بفرماييد:
پسر 22 ساله اي بر اثر اصابت گلوله هاي ماموران پليس تهران جان باخت.به گفته ي خانواده ي اين جوان ، ماموران تير انداز ادعا كردند ، اين پسر جوان در حالي كه سوار خودروي رنجروور قرمز رنگ بود در حال روزه خواري ديده شد و به دستور ايست پليس توجه نكرد و به خاطر فرار اين جوان به سوي او شليك شد.اين در حالي است كه برادر قرباني مي گويد:سيد مصطفي قرار بود روز حادثه مادرمرا به بيمارستان ببرد.مادرم از او خواست چون روزه دارد ، براي افطار به خانه برود و خودش به تنهايي به دكتر رفت و اينكه برادرم روزه خواري مي كرد صحيح نيست.مي خواستم بدانم حتي در صورت واقعيت داشتن ادعاي پليس ، مجازات روزه خواري مرگ است؟به راستي مجازات روزه خواري مرگ است؟باور كنيد هنوز در شوك اين خبر مانده ام.در مقابل چنين رفتارهايي چرا سكوت ميشود؟هيچگاه برخوردهاي قهري نتيجه ي دلخواه را نداده اند و هميشه نتيجه شان عكس بوده است.پارسال سر ايستگاه اتوبوس در مركز شهر ايستاده بوديم كه سر ميدان شلوغ شد.پرسيديم چه خبر است ؟ گفتند كه چند نفر را به جرم روزه خواري شلاق ميزنند.باور بفرماييد چند كارگر كه از دستهاي پينه بسته و صورتهاي سوخته و چهره ي تكيده شان ميشد فهميد در چه شرايط سخت جسمي دارند كار ميكنند را داشتند شلاق ميزدند!!!همان لحظه يكي از دوستانم كه همراهم بود چند برگ از گياهي كه در پارك بود را خورد ، پرسيدم چرا اين كار را كردي ، گفت كه اگر اين دين است من نمي خواهم!!!قطعا رفتار دوست من صحيح نبود ولي واقعا چرا مي خواهند همه را به زور هم كه شده به بهشت بفرستند؟مسببان قتل اين جوان اگر به خاطر اجراي حكم الهي ترفيع درجه نگيرند مجازات نمي شوند.راستي حاج آقايي كه حكم ديگري از خدا را در مترو اجرا كرده بود چه شد؟
درود
ماه مبارك رمضان ماه رحمت و توجه خدا به زمينيان ، ماه قرآن ، ماه علي ، ماه خدا مبارك.اي كاش ميشد كه در پايان اين ماه دلهامان از ناپاكيها و پليديها و افكار ناشايست پاك ميشد.و اي كاش خدا ما را قبول كند.
اول:
مثالهاي اين قسمت تنها به عنوان مشتي نمونه ي خروار مطرح ميگردند ، كه متاسفانه از اين مثالها بسيار وجود دارد.
1-
ماده ي 28 قانون شوراها:« رئيس جمهور و مشاورين و معاونين، وزرا و معاونين و مشاورين آنها... نمی توانند با حفظ شغل و سمت خويش عضو شورای شهر باشند. »
درست برعكس اين قانون نيز صحت دارد.به عبارتي اعضاي شوراي شهر نمي توانند به عنوان رئيس جمهور و مشاور و معاون وي يا وزير و مشاور و معاون وزير باشند.همچنین مفاد مواد 28، 71، 72 و 80 قانون شوراها بيان ميكند كه به كارگيري اعضاي شوراي شهر در كابينه به عنوان وزير از وجاهت قانوني برخوردار نيست. متاسفانه ترجيح دادن منافع و اولويت هاي گروهي و حزبي در دولت جديد كه شعار عدالت را پيشه ساخته است بر قانون ، زمينه ساز شك و شبهه ي فراوان در حسن نيت و صادقانه بودن شعار "عدالت"در اين دولت گرديده است.انتخاب چمران به عنوان مشاور رئيس جمهور ، زريبافان به عنوان دبير و عضو هيئت دولت و... دقيقا با ماده ي مصرحه در قانون شوراها مغايرت دارد.
2-
اصل ۵۷ و اصل ۱۴۱ قانون اساسي که به نداشتن همزمان دو شغل دولت اشاره دارد.
وزير محترم كار و امور اجتماعي ، همزمان با شغل پرمشغله ي وزارت و عضويت در شوراها و كميسيونهاي مختلف ، عضو حقوقدان شوراي نگهبان نيز مي باشد.وزير دادگستري نيز به همين منوال سخنگوي قوه ي قضاييه نيز ميباشد.آقای الهام نیز که علاوه بر داشتن شغل سخنگویی قوه ی قضاییه رییس دفت رئیس جمهمر نیز م باشد.بي توجهي و عدم رعايت قانون در سطح كلان كشور از جانب رئيس دولت ، سهل انگاري و سوءاستفاده ي از قانون را در سطوح پايينتر به امري عادي بدل مي كند.
3-
بر اساس قانون ديگري از مجلس شوراي اسلامي كساني كه بازنشسته شده اند نمي توانند شغلي كه از منابع دولت استفاده مي كند را اختيار كنند.
در آغاز با معرفي اشعري به عنوان وزير آموزش و پرورش اين قانون رسما ناديده انگاشته شد پس از راي عدم اعتماد مجلس ، به واسطه ي ضعف به ايشان ، آقاي اشعري به زودي به عنوان رئيس كتابخانه ي ملي به كار گرفته مي شود.بر اساس اطلاعات موثق ، آقاي سيد مسعود حسيني كه بيش از يك سال از بازنشستگي اش مي گذرد ، به زودي به عنوان استاندار استان كهگيلويه و بويراحمد معرفي ميگردد.همچنين آقاي دهراب پور رئيس شوراي شهر ياسوج و رئيس ستاد انتخاباتي احمدي نژاد در استان ، كه تا دو سال قبل ديپلم داشت و به واسطه ي حضورش در شورا و استفاده از امكانات مديريتي توانست فوق ديپلم مديريت را از مركز مديريت دولتي استان بگيرد ، و از قضا ايشان نيز بازنشسته ي آموزش و پرورش مي باشند به عنوان معاون سياسي آقاي حسيني معرفي ميگردد.
4-
یک خبر:
پس از پنج برادر از خانواده "لاريجاني" اين بار نوبت برادران "دانشجو" است كه در پستهاي مختلف قرار گيرند نخستين بار از اين خانواده ، "خسرو دانشجو" در معيت ائتلاف آبادگران به شوراي شهر تهران راه يافت.بلافاصله پس از روي كارآمدن دولت "آبادگر" به رياست احمدي نژاد، "كامران" برادر "خسرو" سكان استانداري تهران را در دست گرفت و "فرهاد" برادر ديگر وي نيز رئيس دانشگاه تربيت مدرس شد.
شاان ذکر است پيش از اين علي، صادق، محمدجواد، باقر و فاضل پنج برادر خانواده "لاريجاني" به پستهاي حساسي در كشور منصوب شده بودند.
"علي لاريجاني" با حكم آقاي احمدي نژاد دبير شوراي عالي امنيت ملي شد. وي همچنين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي است.
"صادق" كه يك روحاني است، عضو فقهاي شوراي نگهبان و عضو مجلس خبرگان رهبري است.
"محمدجواد" مشاور رئيس قوه قضائيه در امور بين الملل و نيز رئيس مركز تحقيقات فيزيك نظري است.
"فاضل" در كاناداست و مسئوليت وابستگي فرهنگي واحدهاي دانشگاه آزاد در خارج از كشور را بر عهده دارد."باقر" نيز اخيراًبه رياست دانشگاه علوم پزشكي تهران منصوب شد.
و...
به گزارش سايت"عارف نيوز"بعد از انتصاب رييس ستاد انتخابات محمدرضا باهنر در انتخابات مجلس هفتم به عنوان وزير علوم ( زاهدي )، انتصاب رييس ستاد استان تهران لاريجاني به سمت وزير امور خارجه ( متكي )، رييس شوراي عالي ستاد لاريجاني به سمت وزير كشور ( پورمحمدي ) و ... اكنون اقوام آقاي باهنر نيز يكي پس از ديگري مسؤوليتهاي كابينه را عهده دار مي شوند. يكي از خواهرزاده هاي محمدرضا باهنر به عنوان مشاور عالي رييس جمهور، ديگر خواهرزاده وي به عنوان معاون بازرسي و مديركل حوزه وزارتي وزارت نيرو مشغول به كار شده اند.
متاسفانه فاميل سالاري به جاي شايسته سالاري ، تعهد(هر چند كاذب) به جاي تخصص و ترجيح منافع گروهي بر واقعيات و قانون پاشنه آشيل دولت احمدي نژاد شده است.با ديدن مثالهاي فوق الذكر كه در آغاز نيز عنوان شد كه تنها مشتي نمونه ي خروار مي باشند ، قطعا عدالت يا شايسته سالاري يا تخصص به ذهن كسي خطور نمي كند.
خانه خالي بود و خوان بيآب و نان,
وآنچه بود, آشدهن سوزي نبود.
اين شبست, آري, شبي بس هولناك؛
ليك پشت تپه هم روزي نبود.
هر كه آمد بار خود را بست و رفت.
ما همان بدبخت و خوار و بي نصيب.
زآن چه حاصل, جز دروغ و جز دروغ؟
زين چه حاصل, جز فريب و جز فريب؟
باز ميگويند: فرداي دگر
صبر كن تا ديگري پيدا شود.
كاوهاي پيدا نخواهد شد, اميد!
كاشكي اسكندري پيدا شود.
دوم"
آقاي رضاتوفيقي مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي كه حقيقتا مبدا تحولات اساسي در فرهنگ اين استان شده بود براي بار دوم استعفاي خود را به مقام وزارت فرهنگ تقديم نمود.
آقاي رضاتوفيقي كه رياست سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي استان كهگيلويه و بوير احمد را نيز بر عهده دارد ، با اعلام اين استعفا رسما بر مديريت سه ساله ي خود بر ين اداره كل پايان بخشيد.رضاتوفيقي كه فوق ليسانس تاريخ از دانشگاه شهید بهشتی دارد و از زمان قبل از انقلاب از فعالين سياسي و مطرح اين استان بوده است در ميان سياستمداران به دانش و صداقت بيش از همه مشهور است.متن استعفاي نهايي ايشان(كه جايي منتشر نشد) كه البته با ويرايش و حذف موارد بسياري(در متن اوليه) به وزير فرهنگ تقديم شد ، به علت داشتن نكات جالب توجه و نشانه هايي از نوع تفكر حاكم شده بر وزارت فرهنگ در ذيل مي آيد.بازگشت آقاي رضاتوفيقي به عرصه ي دانشگاه و حضور در ميان دوستان دانشگاهي اش را تبريك مي گوييم.
جناب آقاي صفار هرندي
وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي
سلام عليكم
احتراما از آنجا كه باورهاي اينجانب در حوزه ي فرهنگ عبارتند از :
الف-در انديشه ي اسلامي و قرآني از آنرو انسان مسئول است كه مختار است.با فعل اختياري كه در طول قدرت ، اراده و فعل خداوند است به بهشت يا جهنم خواهد رفت.و هيچ فعل غيراختياري انسان را به بهشت يا جهنم واصل نخواهد كرد.
ب- بر اين اساس آزادي فكر ، انديشه ، قلم ، بيان ، مطبوعات و ساير آزاديها حق خدادادي و طبيعي انسان است و سلب اين آزاديها منطبق روح انديشه ي اسلامي و شيعي و اصول قانون اساسي نخواهد بود و از همين رو در جوامع امروزي هر كجا آزادي نيست ، آبادي نيست و ريشه ي فقر ، فساد ، بي عدالتي و فرهنگ نفاق و ريا و شرك در هر كجا كه باشد ، استبداد و فقدان آزادي حقيقي است.
ج-آفرينش فكري فرهنگي و هنري در هيچ زماني و در هيچ رشته اي نه تنها دستوري و فرمايشي و دولتي نبوده ، بلكه محصول ذوق و انديشه ي انسانهاي خلاق و آگاه و متعهدي بوده است كه علي رغم حكومتهاي وقت ، زمانها را در مي نورديدند.نگاهي به رسالت انبيا و اميرالمؤمنين و سيدالشهدا كه همه علي رغم خواست دولتها و حكومتهاي وقت نمودند و نظري به آثار فكري ، هنري و ادبي محصول تمدنهاي گذشته از اديسه و ايلياد تا آثار شكسپير و از فردوسي و نظامي و سعدي و حافظ تا سهراب سپهري و از سقراط و افلاطون و ارسطو تا كندي و فارابي و ابوعلي سينا و ملاصدرا و علامه طباطبايي و شهيد مطهري و دكتر شريعتي اين حقيقت را كه انديشه و فرهنگ و هنر دستوري ، بخشنامه اي و دولتي آفريده نخواهد شد، به خوبي روشن مي كند.اصحاب حقيقت ، فكر ، فرهنگ و هنر بي دستور و بي خبر دولتها مشغول آفرينش هستند.دولتها و حكومتها حداكثر مي توانند بستر آفرينش را فراهم تر يا فضاي آنرا تنگ تر كنند.
د-آثار فكري ، فرهنگي و هنريي ماندگار خواهند بود كه آزادانه و منطبق با نيازهاي اساسي (فطري) بشر خلق شده باشند.در غير اين صورت در ذهن و حافظه ي ملتها اثري نداشته و در اندك زماني محو خواهند شد.اگر به چندين هزار ديواني كه در شعر فارسي سروده شد نظري افكنده شود ، معلوم خواهد شد كه تعداد محدودي از آنها ماندگار شدند و مديحه سرايان قدرت يا به فراموشي سپرده شده ، يا به بدنامي از آنها ياد ميشود.
ه- فضاي فكري و فرهنگي اگر در كشور آزاد باشد ، يقينا آثار ماندگار بيشتري كه موجب قوام دين و ملك و ملت و هويت و همبستگي ملي ايران است ، خلق و آفريده خواهد شد.و برخورد امنيتي در حوزه ي فرهنگ نه تنها به نفع ملت و دولت نيست بلكه حكايت ِ از قضا سركنگبين صفرا فزود خواهد بود.
بر اساس باورهاي فوق الذكر كه عدول از آنها را با اعتقادات خود سازگار نمي دانم و با شناختي كه از ديدگاههاي شما دارم و در پي سخنان مورخه ي 26/6/1384 جنابعالي با مديران كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استانها ، به اين نتيجه رسيدم كه ديگر در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اين باورها جايگاهي ندارد.بنابراين و براي اينكه دست جنابعالي در انتصاب مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي اين استان از ميان كسانيكه با شما همفكر و هماهنگ باشد بازتر باشد ، استعفاي خود را تقديم مي دارم ، خواهشمند است ضمن موافقت با استعفاي اينجانب ، دستور فرماييد پايان ماموريت اينجانب را به دانشگاه ياسوج اعلام نماييد.
و ما توفيق الا باالله عليه توكلت و اليه انيب
سيد ضياءالدين رضاتوفيقي
مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان كهگيلويه و بويراحمد
از گزينه هاي مطرح براي جانشيني رضاتوفيقي يكي از يك سرهنگ سپاه كه هيچ سابقه اي در فرهنگ(به جز برخورد با آن)ندارد و ديگري سپهر مسئول سابق (دو هفته است كه ديگر نيست)شوراي نگهبان استان كهگيلويه و بويراحمد نام برده ميشود.سپهر كه سابقه اش بر اهالي اين استان و به خصوص مردم گچساران روشن است.
خدا رحم كند.
سوم:
آقاي دكتر ارژنگ رئيس دانشگاه ياسوج شد.خبر بسيار كوتاه ، اما تكان دهنده بود...همين.دانشجويان دانشگاه ياسوج اگر شنيدند كه دكتر غفوري!!! معاون دانشجويي فرهنگي شد ، زياد تعجب نكنند.
پایدار باشید و مومن.
درود
آغاز سال تحصيلي جديد بر شما
مبارك.بحث اعدام و به خصوص در رابطه با اعدام صدام را به فرصتي ديگر وا مي نهم.دوست دارم بيشتر نظرات شما را در مورد اعدام بدانم.هنوز منتظر خواندن اين نظرات هستم.
يكم:
به سلامتي و جهت تحقق روزافزون دولت عدالت و هفتاد ميليوني ، پسر شيخ احمد جنتي (كه پدرش ، هيچ حقي بر گردن احمدي نژاد ندارد) با اين
سوابق درخشان به عنوان معاون سياسي وزير كشور معرفي شد.دولت هم دولت هفتاد ميليوني.
دوم: بهزاد نبوي از اعضاي ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي يكشنبه در ياسوج بود.حضور نبوي باعث شد كه اصلاح طلبان چند دسته شده در ايام انتخابات ، بعد از مدتها دور هم جمع شوند.اين حضور باعث شد از كدورتهاي بين اصلاح طلبان كاسته شود و همگي تصميم گرفتند جلسات جبهه ي اصلاحات در استان مثل سابق برگزار شود.

در حاشيه:
بهزاد نبوي از اينكه سعيد نيرو(عضو ستاد دكتر معين در خورموج)كه در اثر پرتاب بمب به محل ستاد معين در شهرستان خورموج دچار سوختگي شديد شده بود و سرانجام به همين دليل به رحمت خدا پيوست گفت و اينكه هزينه ي درمان وي در مدت بيش از چهل روز در بيمارستان ، مبلغي نزديك به پنجاه و سه ميليون تومان شد كه حدود سي ميليون آن هنوز پرداخت نشده است و از دوستان خواست در اين زمينه كمك كنند.
رفتن نجفي از كارگزاران تكذيب شد.
حمايت بسيار شديد دولتهاي عربي(كمكهاي مالي و تسليحاتي)از سني هاي عراق.احتمال درگيري بين عراق و سوريه به خاطر دخالتهاي آشكار سوريه و اينكه ما همراه ترين كشور با آمريكا (در منطقه)در مورد عراق هستيم.
احمدي نژاد از رهبر رئيس سازمان مديريت خواسته است كه حقوق معلمان بايد به چهارصد هزار تومان برسد.رهبر در جواب گفت كه ما اين بودجه را نداريم كه با برخورد شديد احمدي نژاد كه اين كار حتما بايد بشود روبرو شد.همچنين به سينكي ، معاون وزير بازرگاني دستور داد كه يارانه ها بايد دو برابر شوند.
گفتني است براي تامين بودجه ي اين اقدامات قرار است ، لايحه ي اصلاحيه ي بودجه ي سال 84 به مجلس ارائه شود و درخواست برداشت از صندوق ذخيره ي ارزي و تبديل آن به پانزده هزار ميليارد تومان شود.شايان ذكر است كه سيستم بانكي كشور ما توانايي تبديل ساليانه فقط دوازده ميليار دلار به ريال را دارد كه مبلغ ذكر شده چيزي بيش از هفده ميليارد دلار است.قرار است براي جبران ، بقيه ي دلارها نزد بانك مركزي بماند و بانك مركزي به جاي آنها ريال چاپ كند.اين كار با افزايش شديد تورم روبرو خواهد شد.
سازمان مجاهدين قرار است كه از طريق ماهواره با مردم ارتباط برقرار كند.راه اندازي ايستگاه ماهواره اي به مبلغي نزديك به دو ميليون دلار نياز دارد كه از عهده ي سازمان خارج است(كروبي از كجا آورده؟).البته سازمان با شبكه ي هما تي وي به توافق رسيد كه در زمانهاي خاصي با نام و آرم سازمان برنامه پخش كند.هزينه ي اين كار در حدود دو تا سه ميليون تومان مي باشد.
هدف اصلي سازمان در اين برهه ، راه اندازي مجدد جبهه ي اصلاحات مي باشد.قرار است به زودي جلسه اي با موسوي خوئيني ها در اين خصوص برگزار شود.همچنين قرار است براي بازگرداندن كروبي به جمع اصلاحات تلاش شود.
شوراي شهر با احمدي نژاد اختلافات شديدي پيدا كرده است.ندادن پست درست و حسابي به هيچ كدام از اعضاي شورا(براي جلوگيري از حضور تاج زاده در شوراي شهر)باعث رنجش خاطر آنها شده است كه انتخاب قاليباف براي شهردار(علي رغم مخالفت احمدي نژاد)از نشانه هاي اين اختلاف است.
در يكي از جلسات هيئت دولت كه به رياست داوودي برگزار شد، مطرح شد كه با امام زمان ميثاق ببنديم و چون امام زمان نيستند با نايب او يعني امام خامنه اي اين ميثاق را ببنديم.اين پيشنهاد با مخالفت چند نفر از جمله وزير بهداشت روبرو شد و سرانجام به تصويب نرسيد.
مصوبات هيئت دولت براي نيمه ي شعبان:رفتن وزير ارشاد به جمكران ، الزامي بودن شركت تمام وزرا در مراسمهاي نيمه ي شعبان ، اختصاص يك روز حقوق تمامي كاركنان دولت به اضافه ي ده ميليارد تومان به مستضعفان ، اختصاص يك ميليارد تومان به مسجد جمكران.با تصويب مصوبه ي آخر ، رحمتي از هيئت دولت خواست اين يك ميليارد را به جاي دادن به مسجد جمكران به او بدهند تا راه مسجد را درست كند كه با عتاب احمدي نژاد روبرو شد.
استاندار سابق كرمان از طريق راديو بركناري خودش را شنيد.فرمانده ي سپاه پاسداران به جاي وي منصوب شد.براي بسياري از استانها نيز از فرماندهان سپاه قرار است استانداران انتخاب شوند.بسياري از معاونين وزرا نيز سابقه ي سپاهي دارند يا مستقيما از سپاه به اين مناصب ، منتقل مي شوند.
سوم:
پرونده ي هسته اي ايران در آژانس به وضعيت
بحراني خود رسيده است.بر اساس قطعنامه ي آژانس اگر مديركل آژانس اعلام به عدم همكاري ايران نمايد ، پرونده خود به خود و بدون نياز به راي گيري در آژانس به شوراي امنيت مي رود.
نگارنده هفته ها قبل از بوجود آمدن اين شرايط ، به اين موضوع كه ما نبايد به خاطر مسائل هسته اي ، امنيت ملي خود را به خطر بيندازيم اشاره كرد.متاسفانه مسئولان هسته اي جوري وانمود مي كنند كه اين پروژه از نان شب براي ايرانيان واجبتر است در حالي كه نيست.به قول شاملو:رونق ِ بازارِ متشرعان ِ فريب كار و جباران ِ مردم سوار در گرو ِ نا آْگاهي و جهل مطلق ِ خلق خداست.من عوامل تندروي و بدون ملاحظه كاري ايران را در اين سه مورد مي دانم(شايد موارد ديگري نيز وجود داشته باشد يا اين موارد از ديد ديگران صحيح نباشد):
1- آقازاده رئيس انرژي اتمي ؛ آقازاده تصور مي كند با بدست آوردن انرژي اتمي و يا چرخه ي سوخت مي تواند نام خود را در تاريخ ثبت كند.فكر ميكند با اين كار عبدالقدير خان ايران مي شود و اين افتخار براي براي خود و هفت پشتش كافي خواهد بود.بنابراين بدون ملاحظه ي امنيت ملي و با دادن اطلاعات غلط به مسئولان بلندپايه تر از خود سعي در تحقق عبدالقادريزه شدن خودش دارد.
2- عده اي از افراد مسئول و تاثيرگذار در اين پرونده ؛ اين افراد به دنبال دستيابي به بمب اتم و در نتيجه ي آن صدور اسلام و انقلاب به تمام دنيا هستند.تصور اين افراد اين است كه ما اگر بمب اتم داشته باشيم مي توانيم به يك قدرت حتي فرامنطقه اي تبديل شويم.فراموش كرده اند با يك بمب اتم )و يا حتي خيلي بيشتر از آن(نمي توان دنيا را به هم ريخت.
3- محافظه كاراني چون كيهاني ها ؛ در پي سياست تنش زدايي دولت خاتمي و گسترش روابط با دنياي غرب ، كيهاني ها كه نمي خواستند اين پيروزي را ببينند به علم كردن پروژه ي هسته اي و در نتيجه چوب لاي چرخ روابط با دنيا گذاشتن روي آوردند.ظاهرا آنها در پروژه ي خود موفق شدند ولي الان خودشان در آن گير كردند و نه راه پس برايشان مانده و نه راه پيش.
متاسفانه سيستم رسانه اي ما در حال دست زدن به ايجاد يك افتخار كاذب در بين مردم هستند.طوري به مردم وانمود مي كنند كه الان از نان شب واجبتر براي ايران داشتن چرخه ي سوخت است.در حالي پيدا كردن سوخت جانشين را مطرح ميكنند كه ما دومين ذخيره ي گاز جهان را در اختيار داريم.گاز هم مثل نفت نيست كه بتوان آنرا زير زمين نگه داشت ، يا بايد به لوله ها و پالايشگاه منتقل شود يا در هوا سوزانده شود(اهالي مناطق گازخيز از اثرات آن بهره مند هستند و مي دانند).براي توليد هر كيلو وات برق از طريق گاز 350 دلار هزينه و براي توليد همين مقدار از طريق انرژي هسته اي 1800دلار هزينه مورد نياز هست.با اين توصيف كه تنها دستيابي به انرژي هسته اي و چرخه ي سوخت مهم نيست ، بلكه قسمت سخت و مشكل قضيه نگهداري آن است.حادثه ي چرنوبيل كه مردم هنوز از اثرات آن لطمه مي بينند بر اثر بي دقتي در نگهداري سوخت هسته اي اتفاق افتاد.براي ايراني كه آتش گرفتن پمپ بنزيني در آن باعث گسترش آتش سوزي تا كيلومترها اطراف آن ميشود ، چنين حوادثي قابل پيش بيني است.
كسري نوري سردبير روزنامه ايران مي گويد:
متاسفانه حاکميت ودستگاه تبليغاتی آن به گونه ای عمل کردند که پرونده هستهای ایران را به بازی "همه يا هيچ" تبديل کردند. يعنی اگر مجوز غنی سازی را بگيريم همه چيز را به دست آورديم واگرنه غرور و منافع ملی را از دست داديم.نوری می افزايد: اين بار هم مثل دفعات ديگر متاسفانه منافع ملی دارد قربانی برخی بی تدبيری ها می شود. سياستگذاران خارجی ما نشان دادند که توانايی قابل توجهی برای تامين منافع ملی ندارند.
در عرصه ديپلماسی جهانی منافع ملی يعنی به دست آوردن حداکثر امتيازات سياسی يا اقتصادی يا دور کردن هرگونه گزند از مسايل سياسی يا اقتصادی و اين محقق نمی شود جز اينکه ما به دور از شعارهای گزاف در عرصه جهانی عمل کنيم. به عبارت ديگر معتقدم که در عرصه تحولات بين المللی امروز هيچ کشوری نمی تواند حساب کاری اش را از بقيه جدا کند و بگويد ما به هيچ کس کاری نداريم.الان در جهان نظام به هم پيوسته ای به وجود آمده که، چه خوشمان بيايد چه بدمان بيايد، شورای امنيت به مرکز و قلب اين نظام تبديل شده است. حالا اگر ما بخواهيم در عرصه جهانی با تحولاتی که به وجود می آيد بازيگر ناسازگاری باشيم از بخشی از امکانات جهانی محروم می شويم و فرصت های زيادی را از دست می دهيم. وی ادامه می دهد: ما برخی اوقات تعريفی از خودمان می کنيم که بعد خودمان باورمان می شود. واقعيت اين است که ما به تکنولوژی هسته ای دست پيدا نکرده ايم، بلکه بخشی از چرخه هسته ای را داريم که با آن نمی توانيم در رديف کشورهايی باشيم که توان ساختن نيروگاه اتمی را دارند. ما که در اين وضع نيستيم و بر همه هم اين امر روشن است. به همين خاطر بايد به شکلی پيش برويم که حداقل منافع مان را به دست بياوريم. در درازمدت هم می توانيم لابی های سياسی مان را دوباره فعال کنيم.
البته نشان داده ايم در لابي كردن و امتياز دادن هم به درستي كارمان را بلد نيستيم.در همان پست " پول مردم ايران در جيب توگويي ها" نيز اشاره كردم كه كشوري مثل چين و روسيه هيچ گاه منافع صدها ميليارد دلاري خود با كشورهاي اروپايي و آمريكا از دست نمي دهند تا منافع چند ميليارد دلاري در ايران به دست بياورند.اين مثال در راي گيري در آژانس به خوبي مشخص شد.جاي شك نيست كه اگر پرونده ايران به شوراي امنيت برود ، روسيه و چين به نفع ايران وتو نمي كنند.البته بعضي ها هنوز از خواب بيدار نشدند و فكر مي كنند باز هم مي شود با دادن امتياز از جيب اين ملت راي روسيه و چين را خريد ؛ اين را راهيافته ي مجلس
فرموده است:
حسين آفريده ، عضو كميسيون انرژي مجلس هفتم، گفت: بايد با امتياز دادن به كشورهاي حق وتو از طرح و تصويب پرونده ايران در شوراي امنيت جلوگيري كنيم.
به قول دوستانمان در صبحانه : آقاي آفريده به اين مي گويند تركمانچاي و به قول ابراهيم نبوي پكن چاي .بي غيرتي تا كجا؟
سوالي كه در ذهن من نقش بسته است ؛ با اين طرز برخورد مسئولين كشور با اين پرونده آيا از ديد مسئولين از جنگ بايد استقبال كرد؟آيا باز هم مردم حاظر به هزينه دادن براي جنگي كه شايد مثل جنگي كه به قول حاتمي كيا هيچ پيروزي نداشت نباشد ، كه البته اينبار معلوم نيست كه پيروز نداشته باشد ، هستند؟آيا جوانان اين مملكت حاضرند جانشان را فداي بي تدبيري مسئولين پرونده ي هسته اي كنند؟حالا آقا مرتضي شييميايي ما را متهم به وطن فروشي و بي غيرتي كند.نه آقا ما ديگر نمي خواهيم طعم تلخ جنگ و به قول شما شهد شهادت را بنوشيم.ما نمي خواهيم باز هم از دنيا عقب بيفتيم.ما نمي خواهيم تروريست بشناسنمان،ما نمي خواهيم دستاورد هر چند اندك اين ۱۶ سال بعد از جنگ را از دست دهيم ، در يك كلام ما براي بي تدبيري مسئولين ديگر نمي خواهيم مثل ادامه ييافتن جنگ بعد از فتح خرمشهر هزينه بدهيم.
در ضمن اين قضيه اينقدرها هم كه آقايان مي گويند شوخي نيست.آصفي با خنده مي گويد بگذاريد پرونده به شوراي امنيت برود ببينيم چه كسي ضرر مي كند.واقعا چه كسي ضرر مي كند؟شما تحريم شش ماهه ي خريد نفت ايران را تصور كنيد.آنموقع شايد ديگر كسي دلش براي ما نسوزد كه نفتمان را در برابر غذا و دارو بخرد.
اينها را ببينيد: