این در حالی است که آخرین آماری که از شمارش ۲۰۰۰ صندوق به من رسیده است به شرح زیر می باشد(برخی ردیف ها را اطلاع کامل ندارم)
۱-مسجد جامعی(ائتلاف اصلاح طلبان)
۲-نجفی(ائتلاف اصلاح طلبان)
۳-ابتکار(ائتلاف اصلاح طلبان)
۴-ساعی(ائتلاف اصلاح طلبان)
۵-چمران
۶-صدراعظم نوری(ائتلاف اصلاح طلبان)
۸-تقی زاده خامسی(ائتلاف اصلاح طلبان)
۹-حبیب زاده(ائتلاف اصلاح طلبان)
۱۰-خادم
۱۱-راستگو(ائتلاف اصلاح طلبان)
۱۲-دوستی(ائتلاف اصلاح طلبان)
۱۳-تقوی نژاد(ائتلاف اصلاح طلبان)
۱۴-دبیر
برنامه ریزی گسترده جهت تغییر جهت دار آرا صورت گرفته است.اصلاح طلبان جهت جلوگیری از این کار هیچ ابزاری را در اختیار ندارند.
ساعات بعد جدیدترین خبرها را بخوانید
ساعت ۱۰:۲۰ خیلی از نقاط هنوز شمارش آرا شروع نشده است.بعضی از سایتها نیروهای ستاد ائتلاف اصلاح طلبان را راه ندادند.سایت رسالت که من هستم کما فی سابق هیچ و تاکید می کنم هیچ خبری نیست.ذاکر می گوید اینها برای سایتهایی که شمارش نشده اند برنامه دارند.
نتیجی که از وزارت کشور به بیرون درز می کند نشان از وضعیت عالی ائتلاف اصلاح طلبان دارد.حداقل هشت نفر از اعضای ائتلاف در ردیف یک تا پانزدهم قرار دارند.دیشب کروبی می گفت اینها می خواهند یکی دو تا از شما را ته لیست بگذارند و بگویند همینها رای آوردند.می گفت من هر کاری لازم باشد می کنم.اصلا هر کاری که شما می گویید.خانه ی هاشمی می روم و می گویم خاتمی هم بیاید اگر لازم باشد با هم کاری کنیم.
امروز ساعت 3 کاندیداهای ائتلاف اصلاح طلبان به منزل هاشمی می روند تا نسبت به روند نامشخصی که پیش آمده اعلام نگرانی کنند و از ایشان بخواهند جهت حفظ آرای مردم کاری کند.
از گوشه و کنار هم که شنیده می شود با بالالگرفتن شانس حضور اکثریت در شورا کاندیداها در خصوص شهردار با هم صحبت می کنند.اینگونه که شنیده می شود مهندس محمد علی افشانی معاون سابق وزیر آمخوزش و پرورش و رئیس سازمان نوسازی مدارس از گزینه های مطرح برای شهرداری است.انتخاب این چهره ی غیر سیاسی نشان از عزم جدی اصلاح طلبان برای کار دارد.
.
.
.
مردیم می آیند و می روند و فکر می کنند میزان رای آنهاست.خبرهای جدید تر را ساعات بعد بخوانید.
الان که ساعت یک بامداد رو یکشنبه می باشد هنوز تکلیف شمارش آرا بسیاری از صندوقها مشخص نشده است.از جمله ی اینها سایت رسالت که قبلا هم ذکر شد می باشد که هنوز هیچ کس سراغ این سایت نرفته است و دو نیروی کادری نظامی و یک سرباز کنار صندوقها ایستاده اند.از آقای ذاکر می شنیدم که گفت در بسیاری از صندوقها نماینده ی ما را بیرون کردند و بعضی سایتهایی که هنوز شمارش شروع نشده است معلوم نیست بر سر صندوقها چه آمده است.
آقای کروبی همین لحظه در حال مذاکره با مقامات ارشد هست که تا اکنون نتیجه بخش نبود.قرار است در صورت نتیجه بخش نبودن مذاکرات و رایزنی ها آقایان هاشمی و خاتمی و کروبی همزمان به بیت رهبری مراجعه کنند و از ایشان کمک بخواهند.
قطعا لیست اصلاح طلبان بالای ۷۰ درصد از اعضای شورا را در اختیار خواهد داشت و این جنجال رسانه ای که به خصوص سایت بازتاب راه انداخته است برای سرپوش گذاشتن بر تخلفات احتمالی است.نگرانی های اصولگرایان و رایحه ی خوش خدمت به خصوص پس از رای بسیار بالای هاشمی در برابر مصباح بیشتر شده است.حداقل دو میلیون تهرانی در انتخابات شرکت کردند.بدون شک در صورت صیانت از آرای مردم شهردار بعدی تهران اصلاح طلب خواهد بود.
در هر صورت و با هر روشی حتی گر اصلاح طلبان اکثریت را در این شورا نداشته باشند به معنای شکست احمدی نژاد خواهد بود.چرا که دولت یک سال بیشتر از روی کار آمدنش نمی گذرد و رویگردانی مردم از رای به هواداران دولت به معنای شکست آنها خواهد بود.حتی اگر بالای هشتاد درصد لیست متعلق به رایحه باشد(که امکان ندارد و حداقل در شهرای مهم کشور اینگونه نیست) باز هم شکست احمدی نژاد می باشد.
لیست ما در یاسوج هم پنج نفر از هفت نفر را در اختیار گرفته اند.
رایحه ی خوش تقلب!!!
هنوز شمارش آرای انتخابات شوراها در تهران شروع نشده است.هیچگاه انتخابات به این مزخرفی برگزار نشد.بی برنامگی و بی نظمی در حداکثر خودش قرار دارد.
از روز سه شنبه تهران بودم.تبلیغات اصلاح طلبان به شدت ضعیف بود.هر جا هم تبلیغاتی صورت می گرفت فورا و رسما توسط ماشینهای شهرداری جمع آوری می شد.چندین بار بچه هایی را که در سطح شهر برای اصلاح طلبان تبلیغ می کردند را کتک زدند.حداقل سه مورد را خودم دیدم.روز پنج شنبه که تبلیغات قانونا ممنوع بود لیست رایحه ی خوش و لیست اصولگرایان آشکارا توزیع می شد.موسسه ی قوامین در تمام شعب خود به صورت رسمی برای طلایی کار می کرد.کارگران شهرداری بیشتر از هر کاری مشغول کار کردن برای ائتلاف اصولگرایان بودند.شرایط تبلیغاتی به شدت نابرابر بود.شنیده های موثق حاکی از خرج کردن ده میلیارد تومان توسط لیست اصولگرایان (قالیباف) دارد.مردم بی تفاوت از کنار لیست ها و ائتلاف ها رد می شدند.زریبافان همچنان که کاندید بود به عنوان یک مدیر دولتی کار می کرد.حجم فعالیتهای شهداری این مدت در حال افزایش بود.
اصلاح طلبان نیز با حداقل نیرو و امکانات در حال کار کردن بودند.جلسات و نشستها پشت سر هم برگزار می شد.کروبی به همه ی کاندیدها توصیه کرد اشتباهش را تکرار نکنند و شب انتخابات را بیدار بمانند.غافل از اینکه اگر کسی یک هفته ی بعد از انتخابات را هم نخوابد تاثیری نخواهد داشت.خاتمی از تمام وجود مایه گذاشت و اعتبار و آبرویش را در میان گذاشت.هاشمی هم عملا از لیست حمایت می کرد.
صبح روز جمعه در سکوت و آرامش انتخابات شروع شد.تا ظهر در صندوقهایی که من حضور داشتم خبری نبود.از سعادت آباد شروع کردم و به طرف پایین می رفتم.در سعادت آباد از صبح عده ای خودکار هایی که کدهای لیست رایحه بر آنها حک شده بود را توزیع می کردند.هیچ کس هم برخورد و حتی توجهی نمی کرد.کم کم از ساعت سه بعد از ظهر صندوقها شلوغتر شد و به تبع تبلیغات آشکار "رایحه" گسترده تر.خبری از هیئت های نظارت نبود.
شب از شمال خبر می رسید که حضور بسیار گسترده شد.ویژگی بارز این انتخابات بلاتکلیفی مردم بود.به طوری که کمتر کسی می دانست به چه کسی باید رای بدهد.به هر کس هر لیست یا شخصی پیشنهاد می شد می نوشت.حتی گاها تعرفه های خود را در اختیار دیگران قرار می دادند.
انتخابات تا ساعت ده ادامه داشت و از بسیاری از صندوقها خبر می رسید که هنوز مردم پشت در مانده اند که دیگر اجازه ی رای دادن داده نمی شد.به ستاد مرکزی ائتلاف اصلاح طلبان رفتم.همه آنجا جمه شده بودند.دکتر حسینی (وزیر سابق اقتصاد)حاجی آموزش و پرورش ، ابطحی ، کاندیداهای ائتلاف.همه از اینکه لیست در وضعیت خوبی قرار دارد خوشحال بودند.هنوز نحوه ی شمارش آرا مشخص نشده بود.از طرفی اعلام می شد شمارش کامپیوتری است و گاهی هم می گفتند دستی.صندوقهای شورا را در محل صندوق نشماردند و به چهل و نه منطقه انتقال دادند.من از طر ف ائتلاف به منطقه ی 11 خیابان قزوین(سایت رسالت) رفتم.ساعت یک نیمه شب به خیابان قزوین رسیدم.یک شبانه روز بود نخوابیدم.صندوقها را یکی یکی می آوردند.تا ساعت 5 صبح هیچ خبری نبود.نه اجاه خم یدادند صندوقها شمرده شود و نه می گفتند چه باید کرد.هر نیم ساعت یک بار نحوه ی شمارش از کامپیوتری به دستی و بالعکس تغییر می کرد.ناظرین شورای نگهبان رسیدند.همه با ماشینهایی که مزین به پوسترهای ائتلاف رایحه بود می آمدند.همه حتی شورای نگهبانی ها از اینکه تا به حال انتخاباتی به این بی نظمی ندیده اند.ساعت پنج و نیم تعداد زیادی از روسای صندوقها و ناظرین در اعتراض به بلاتکلیفی محل سایت رسالت را ترک کردند.ساعت 6 آقای جم مسئول سایت رسالت از وزارت کشور خواست که بیایند و اسیت رسالت را پلمپ کنند.
نکته ی جالب اینکه از 24 کامپیوتر موجود در سایت 23 تا از آنها را کاربران با بازب ورق مشغول کرده بودند.این در حالی بود که امکان سوءاستفاده از نرم افزار های نصب شده بسیار بود.ساعت 7 دیگر به جز یک سرباز و دو گروهبان از نیروی انتظامی کسی در سایت رسالت نبود.من هم با آقای ذاکر(مسئول سلامت انتخابات ائتلاف) صحبت کردم که ماندن من فعلا بی فایده است.
صندوق 2601 منطقه ی 17 هم بدون صاحب در گوشه ای انداخته بود.ساعت 7:15 که از سایت بیرون می آمدم صندوق 2151 از مسجد فاطمیه را آوردند که چون کسی نبود تحویل بگیرد با خود بردند.اینکه این چند ساعت صندوق کجا بود الله اعلم و اینکه کجا بردند الله اعلم تر.
به ستاد ائتلاف برگشتم.تنها دکتر تاجرنیا آنجا بود.می گفت همه نگران سلامت انتخابات هستند.ساعت 8 دکتر حسینی آمد و لحظه ای که رسید خاتمی با وی تماس گرفت که من نگران وضعیت هستم چه باید کرد؟کم کم بقیه هم آمدند و همه از اینکه تکلیف صندوقها مشخص نیست نگران بودند.پشت سر هم مصاحبه می کردند.از سایت های دیگر خبر می رسید که هواداران قالیباف و احمدی نژاد به شدت درگیرند.
در بین این همه نگرانی و استرس گاها خبرهای خوشی هم می رسید.از یاسوج و بوشهر و شیراز و سمنان و اردبیل و خراسان جنوبی و تا حدودی اصفهان خبر آمد که ائتلاف اصلاح طلبان در اکثریت هستند.
همه نگران سلامت انتخابات بوده و هستند.خبرهای خوش ادامه داشت.هاشمی با اختلاف بسیار در صدر قرار گرفته بود.خانم جلودار زاده هم به مجلس رفت.به سایت رسالت برگشتم.سه ساعت آنجا با یک سرباز اردبیلی و پنجاه صدوق بلا تکلیف به سر کردیم .چون چهل و هشت ساعت بود نخوابیدم به خانه آمدم تا اگر شد بخوابم.اخبار غیر رسمی می رسید که گروه قالیباف و احمدی نژاد توافق کردند که که هشت به هفت به نفع قالیباف باشد تا شهردار بماند و گروه قالیباف هم در مقابل تخلفات احتمالی ساکت باشند.از صحت این موضوع اطلاع کامل ندارم.البته از اینکه بیت رهبری هم برای توافق جهت نحوه ی شمارش آرا وارد کار شده است هم خبر می رسد.گفته می شود توافق شده است که در بعضی از سایت ها شمارش به صورت دستی و کامپیوتری همزمان انجام شود و هر کدام صحت بهتری داشت از همان روش برای جاهای دیگر هم استفاده شود.
به هر حال اوضاع افتضاح تر آن است که در تصور بگنجد.
فعلا اگر شد بخوابم...گرچه گفتند نخوابید شاید امدادهای غیبی...

سيد کامل تقوي نژاد عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي و معاون سابق وزير اقتصاد و معاون اسبق وزير تعاون (البته يک سمت بالاتر دارد و اينکه عموي منه
) که در شهر تهران کانديد شد.اين آقاي تقوي نژاد در سال1343 و در يکي از روستاهاي اطراف شهر لنده در شهرستان کهگيلويه استان کهگيلويه و بويراحمد در خانواده اي (معمولا تو زندگينامه ها اينطوري مي نويسند...من هم از رسم بزرگان تبعيت مي کنم) مذهبي و پايينتر از متوسط و در واقع زير خط فقر به دنيا آمد.پدرش رو که روحاني بود در سن 10 سالگي از دست مي ده و از همان هنگام همزمان با تحصيل در شهر بهبهان به کار در کوره پز خونه مي پرداخت.خب از اينجا تا دانشگاه رفتنش اتفاق خاصي تو زندگيش نيفتاد جز اينکه کار مي کرد و درس مي خوند.البته در دبيرستان چون تنها دبيرستان تازه تاسيس در لنده غير از رشته ي انساني رشته اي نداشت در رشته ي انساني تحصيل کرد و براي تحصيل در دانشگاه به دانشگاه علامه طباطبايي آمد و در رشته ي مطالعات اجتماعي ليسانس گرفت.در دانشگاه نيز از اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي بود و البته يه روز تعريف مي کرد که مطالبات ما در انجمنهاي اسلامي با شما از زمين تا آسمان متفاوت بود.نهايت تلاش و ساختارشکني که ما مي کرديم اين بود که به دانشجويان اجازه داده بشه راديو بي بي سي گوش بدن.يا پيراهن آستين کوتاه بپوشند.خلاصه از همان زمان همراه با تحصيل در نخست وزيري کار مي کرد و به عنوان کارشناس امور اقتصادی و اجتماعی دبيرخانه شورای عالی عشاير ايران نخست وزيري مشغول به کار شد.طوري که خودش يک شب برام تعريف مي کرد همراه با دکتر قنبري طرح تاسيس سازمان امور عشايري رو نوشتند و بعد ها تصويب شد که خودش هم به عنوان رئيس حوزه سرپرستی و رابط امور مجلس سازمان امور عشاير ايران مشغول به کار شد.همون موقع ها بود(فکر کنم) که ازدواج کرد.من هم از وقتي يادم هست (يعني پنج سالم بود)تا همين الان هر تابستان رو تهران خونشون تلپ هستم.بعد از اون عمو به ياسوج آمد و مدير کل برنامه ريزی و هماهنگی امور اقتصادی استانداری کهکيليويه و بوير احمد شد .به خاطر اينکه هميشه مردم استان ما با افراد بومي زياد ميانه اي ندارند زياد اينجا نماند و به تهران بازگشت و مدير کل برنامه ريزی , بودجه و تشکيلات سازمان ثبت احوال کشور شد.همزمان هم ادامه تحصيل داد و فوق ليسانس مديريت سيستم ها را اخذ کرد.بعد از آن به اهواز آمد و معاون بودجه و نظارت سازمان برنامه و بودجه استان خوزستان شد.سپس در شهرکرد به سمت مدير کل برنامه ريزی و هماهنگی امور اقتصادی استانداران چهار محال و بختياری منصوب شد و بعد از مدتي به گيلان رفت و در زمان دکتر نجفي و استانداري علي صوفي رئيس سازمان برنامه و بودجه استان گيلان شد تا بعد از يک سال و نيم به تهران بازگردد و معاون نظارت و بهره برداری وزارت تعاون ( همزمان سرپرست معاونت طرح و برنامه ) شود و سرانجام در اخرين سالهاي دولت خاتمي و در زمان وزارت دکتر حسيني معاون نيروی انسانی و توسعه مديريت وزارت امور اقتصاد و دارايی شد.

همراه با روي کار آمدن احمدي نژاد اولين معاون وزير اقتصاد بود که عزل شد.مدت يکسال عضو هيئت مديره ي بانک سپه بود که در همايش استاني حزب اعتمادملي و در پي سخنانش عليه فعاليتهاي غير کارشناسي دولت در مسائل اقتصادي و به خصوص طرح سهام عدالت و طرح سخنانش در جلسه ي هيئت دولت و با دستور مستقيم احمدي نژاد از عضويت در هيئت مديره ي بانک سپه نيز کنار گذاشته شد.
فکر مي کنيد راي به ائتلاف مي دهيد؟
اگر قصد شرکت در انتخابات داريد که ائتلاف يادتون نره.اگر هم قصد شرکت نداريد عموي من يادتون نره.
يه چيزي شبيه به برنامه