تبليغاتX
فرياد
...آي با شما هستم....اين درها را باز كنيد
درباره ی صدراعظم پرهیزکار!!!
درود
امروز پنجاه و یکمین سالروز وفات برتولت برشت نمایشنامه نویس معروف آلمانی است.برشت که متولد 1898 در آگسبورگ آلمان بود بیشتر شهرتش را مدیون نمایشنامه هایش و تکنیکی که در تئاتر ایجاد کرد(تکنیک فاصله گذاری) می باشد و برشت شاعر کمتر شناخته شده است.البته این در حالی است که به قول علی عبداللهی در مقدمه ی "برشت، برشت شاعر" اگر نمایشنامه های برشت نوشته نمی شد یا به هر دلیلی از بین می رفت برشت شاعر می توانست چهره ای قدرتمند در شعر جهان باشد.از برشت -تا آنجایی که من اطلاع دارم-دو کتاب که منتخب شعرهای وی هستند منتشر شده است.یکی "من برتولت برشت" برگزیده ی شعرها به انتهاب و ترجمه ی بهروز مشیری , انتشارات امیرکبیر و دیگری "برشت ، برشت شاعر" که ترجمه ی بسیار زیبا و روان از علی عبدالهی می باشد که چاپ اول آن در سال 82 توسط انتشارات آهنگ دیگر انجام گرفت.
در هر صورت برشت شعرهای اجتماعی سیاسی بسیار جذاب و گیرایی دارد که خیلی های انها به جای اینکه شما را به آلمان 1945 ببرد به همین ایران امسال خودمان می آورد.شعرهای عاشقانه ی برشت هم تا حدودی جذاب هستند.برای نمونه جایی می گوید:
تو ضعفی نداشتی
من داشتم
من عاشق بودم


درباره ی صدراعظم پرهیزکار!!!

صدراعظم پرهیزکار

شنیده ام صدراعظم

دمی به خمره نمی زنند
گوشت میل نمی فرمایند و
اهل دود و دم هم نیستند
و در آپارتمانی حقیر اقامت دارند
ولی این را هم شنیده ام که
بینوایان هیچی ندارند
وصله ی شکمشان کنند و
روزگار در فلاکت می گذرانند.
چه بهتر می بود آن دولت
که درباره اش می گفتند:
صدراعظم مست و پاتیل در جلسات هیئت دولت حاضر می شود
و در حالی که به دود پیپش خیره است
چند اوباش قوانین را عوض می کنند
اما از مردم ، احدی بینوا نیست.

2 اين مطلب توسط نوشته شد  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386در ساعت  2:54  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

معذرت مي خواهم امروز چندم مرداد است؟

 درود

امروز چهارم مرداد شاید روزی باشد که حسین پناهی رفته باشد پشت پنجره ای که هیچ نیست.

پشت اين پنجره جز هيچ بزرگ هيچي نيست.

امروز چهارم مرداد روزی که ما فهمیدیم حسین پناهی نیز وجود دارد.مثل همیشه که فریاد بر نمی آوریم مگر در تشییع جنازه :

اين جهاني كه همش مضحكه و تكراره / تكه تكه شدن دل چه تماشا داره ؟

امروز چهارم مرداد روزی که ما مثل همیشه  در هیاهوی شهر غرق شده ایم و ...

مادر بزرگ گم كرده ام / در هياهوي شهر آن نظر بند سبزي را /كه در كودكي بر دستم بسته بودي .

امروز چهارم مرداد روزی که ما همچنان می بینیم :

بي شمار باباي شَل از سگدو / بي شمار مادر كور از گريه / بي شمار كودك اسهالي بي سوت سوتك / بي نهايت تابوت

امروز چهارم مرداد که شاید همان روزی باشد که حسین پناهی دژکوه به انتهای تفسیرش از زندگی رسید:

ميزي براي كار / كاري براي تخت / تختي براي خواب / خوابي براي جان / جاني براي مرگ / مرگي براي ياد / يادي براي سنگ / اين بود زندگي

و ما امروز چهارم مرداد بدهکاریم به حسین پناهی که ...

ما بدهكاريم / به كساني كه صميمانه از ما پرسيدند / معذرت مي خواهم امروز چندم مرداد است / و نگفتيم / چونكه مرداد/ گور عشق/ گل خونرنگ دل ما بود .

 حسین پناهی

.

.

.

تعدادی از اشعار حسین پناهی+

سایت رسمی حسین پناهی+

وبلاگی با نام حسین پناهی+

حسین پناهی در دانشنامه ی ویکی پدیا+

2 اين مطلب توسط نوشته شد  پنجشنبه چهارم مرداد 1386در ساعت  1:51  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

درود

۱-از امروز دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا آغاز شد.البته صدا و سیما خیلی از عنوان کردن کلمه ی مذاکره خوشش نمی آید و از آن به عنوان "گوشزد کردن برخی مسائل عراق به اشغالگران آمریکایی" نام می برد.من قبلا در مقاله ای نظراتم را در خصوص مذاکره با آمریکا نوشتم .به هر حال نفس مذاکره با آمریکا و کلا مذاکره با هر کسی که به هر دلیلی با آن مشکل داریم پسندیده است.اما متاسفانه مثل تمام سطوح اقتصادی سیاسی و فرهنگی که دولت دچار ضعف مفرط و نداشتن نگاه کارشناسی به مسائل است در مورد این مذاکره نیز مذاکره کنندگان ایرانی کمترین توانایی برای مذاکره ای در این سطح را ندارند.

در دعوای اخیر لاریجانی و ولایتی مسائلی در خصوص روابط خارجی ایران مطرح شد که نمایانگر موضع ضعیف ایران در مذاکرات این چنینی است.لاریجانی می گوید ولایتی در سیاست خارجی اول تیر را می انداخت و هر جا که تیر اصابت می کرد دورش خط می کشید و می گفت این هدف ما بود.نظر لاریجانی در مورد ولایتی که همه می دانیم یک سر و گردن از تمام دیپلماتهای ایرانی بالاتر است اینگونه بود.وای به حال وضعیت اینها.نتیجه ی مذاکرات مفید!!! ایران و آمریکا در بغداد هم در این جملات کروکر سفیر آمریکا خلاصه می شود:

تهران باید اقدامات منفی خود را در زمینه ی تروریسم و دامن زدن به خشونت قومی در عراق متوقف کند.

بگذریم ، در مورد موضوع مذاکره داشتم فکر می کردم یاد این جمله افتادم:

کسانی که از مذاکره حرف می‌زنند یا از الفبای سیاست سر در نمی‌آورند یا از الفبای غیرت

یادتان می آید این جمله از کیست؟به نظر شما این حق را داریم بپرسیم که آقای احمدی نژاد الفبای غیرت را نمی داند یا الفبای سیاست؟یا هر دو؟

۲-امروز سالروز وفات مردی بود که از مرگ نمی هراسید.یاد و خاطره ی احمد شاملو گرامی باد.

هرگز از مرگ نهراسيده ام

اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود

هراس من باری ، از مردن در سرزمينی است که مزد گورکن از آزادی انسان افزون باشد

جستن ، يافتن و آنگاه به اختيار برگزيدن

و از خويشتن خویش بارويی پی افکندن

اگر مرگ را از اين همه ارزشی بيشتر باشد

حـــاشــــا ، حـــاشــــا

که هرگز از مرگ هراسيده باشم

 

 

 و شعری از سید علی صالحی که ژان باتیست-فاخته- منشا آشنایی من با او شد:

اين سال‌ها
شماره تلفنِ خيلی‌ها را خط زده‌ام:
غزاله، هوشنگ، شاملو، محمد ...!

عده‌ای مُرده‌اند
عده‌ای نيستند
عده‌ای رفته‌اند
و دور نيست روزی
که بسياری نيز شماره تلفن مرا خط خواهند زد.
زندگی همين است
يک روز می‌نويسيم وُ
روزِ ديگر خط می‌زنيم.

۳-ژان باتیست عزیز!

فاخته باید بخواند ، مهم نیست که نیمه شب باشد.میشه دوباره بنویسی؟

2 اين مطلب توسط نوشته شد  چهارشنبه سوم مرداد 1386در ساعت  1:40  سيد مجتبي تقوي نژاد  |