مدتی قبل ناخودآگاه این صفحه از تقویم توجهم را جلب کرده بود.قبل تر از آن هم کارت شناسایی استاد مطهری که به عنوان استاد تمام وقت در دانشگاه تهران مشغول بود را دیدم.مثل همه ی شما دوستان اولین چیزی که به ذهنم رسید داشتن حق تدریس استاد مطهری در دانشگاه تهران در آن سالها بود و بلافاصله ایجاد این سوال در ذهنم که چرا عده ای ناآگاهانه (شاید هم آگاهانه) و مغرضانه (شاید هم بدون غرض) با حذف اساتید مجرب دانشگاهها و اخراج یا تعلیق یا ستاره دار کردن دانشجویان ضمن سلب حقوق اولیه ی شهروندان ، مانع استفاده ی کشور از علم اساتید مجرب حذف شده از سیستم آموزشی می شوند؟

گرچه اعتقاد بر این است که حذف اساتیدی همچون دکتر بشیریه و دکتر سمتی و دکتر غلامعباس توسلی و ... در دنیای کنونی که به راحتی اطلاعات و آگاهیها و علوم منتقل می شوند ، چیزی را از جویندگان علوم مختلف کم نخواهد کرد جز اعتماد به دولتی که ادعا می کند دانشگاهی است اما کمترین بهره را از مشی و روش آکادمیک نبرده است.نه در سیاستگذاری و اجرا ، نه در روش و منش و نه در رفتار و گفتار.بهترین مثال برای این مدعا همین برخوردهای حذفی با جریانات فکری در دانشگاهها و محافل علمی است.
اگر چشمتان به چشم تاریخ نمی افتد !
آینده طعم خجالت را به شما خواهد چشاند
پی نوشت:درگذشت حضرت آیت الله توسلی از مبارزین و مجاهدین پیش از انقلاب و از یاران حضرت امام(ره) بر همه ی شما تسلیت باد.
مطابق وبگردی های هر شب سایتها و وبلاگهای مختلف را می دیدم.وبلاگ آقای دکتر مهدی خزعلی را نیز از چند ماهی پیش می دیدم.البته از وقتی ایشان را در انتخابات اخیر رد صلاحیت کردند بیشتر سر می زدم .اظهار نظر ها و موضع گیریهای جالب وی که بر خلاف پدرشان از منتقدان جدی احمدی نژاد بودند یکی از دلایل دیدن سایت ایشان بود.همچنین شکایت فرزند آیت الله خزعلی از هیات اجرایی و نظارت که به گفته ی خودش در شعبه ی ۹ دادگاه کارکنان دولت پذیرفته شده است از نکات جالب اقدامات اخیر دکتر خزعلی بود.
نامه ی جالبی نیز برای هیئت نظارت و اجرایی انتخابات مجلس هشتم نوشتند که به علت عدم دسترسی به سایت ایشان امکان گذاشتن لینک وجود نداشت.وی در قسمتهایی از این نامه می گوید:
دیروز برگه ای دریافت کردم که با کمال تعجب حکایت از عدم اعتقاد به نظام مقدس جمهوری اسلامی ، قانون اساسی و ولایت فقیه داشت ! از جبهه و جنگ بگویم ، که در اکثر عملیات ها بوده ام و هر گاه عازم جنگ می شدم پدر در گوشم می خواند که فرزندم « اَعِرِالله جمجمتک » که جمجمه ات را به خدا عاریت بده ، از ترکش هایی که به عنوان مدال افتخار بر جان خریدم بگویم ، آیا این ها التزام عملی در دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی و ولایت فقیه نیست ، و امروز کسانی ما را متهم به عدم التزام عملی به نظام اسلامی میکنند که فرزندانشان رنگ جبهه را ندیده اند !
به هر حال امشب نیز همچون شبهای دیگر قصد داشتم نگاهی به این سایت بیندازم که متوجه شدم سایت فرزند یکی از روحانیون ارشد نظام به علت انتقاد به دولت احمدی نژاد فیلتر شده است.
اصلا نمی خواهم توضیح بدهم چرا که توضیح را باید از آیت الله خزعلی پرسید که آیا هنوز بر این اعتقاد هست که خدا احمدی نژاد را آورد؟
به هر حال كشور ما در بالاترين سطح آزادي و مشاركت مردم در عرصههاي گوناگون قرار دارد!!!
عکسی از صفحه ی فیلتر شده ی وبلاگ دکتر خزعلی.

یا طبق روش زیر عمل کنید.
![]() آیا در انتخابات مجلس هشتم شرکت می کنید؟ |
1- بله (کد:2219321)
2- خیر (کد:2219322)
3- در صورت تجدید نظر در تایید صلاحیت ها در مراحل پایانی بررسی شرکت می کنم (کد:2219323) |
تاريخ شروع نظرسنجی: 1386/11/20 شرکت در نظرسنجی: برای شرکت در نظرسنجی، کد سبز رنگ مقابل گزينه مورد نظر را به شماره 30009324 (يا 3000webg) اساماس کنيد. - در حال حاضر امکان ارسال اساماس با خطوط تاليا و ايرانسل نمی باشد. |
-بدیهی است که نتایج این نظر سنجی به علت جامعه ی آماری محدود علمی و مستند نخواهد بود.البته هر شخص از طریق هر خط تلفن همراه فقط یک بار می تواند نظر بدهد.
-شماره ی تلفن همراه شرکت کننده در نطر سنجی حتی برای مدیر وبلاگ هم قابل دسترسی نمی باشد.
از ادبیات فاخر و وزین !!! این نشریه که بگذریم ، شکل و محتوای آن بیشتر مرا به یاد روزنامه دیواریهایی که در دوران تحصیل در مقطع راهنمایی ، درست می کردیم می اندازد.
1-نشریه ی حدیث یارانِ(محفلی) در دوران جدید انتشارش به زعم بسیاری از فعالین مطبوعاتی استان ارگان غیر رسمی استانداری استان کهگیلویه و بویراحمد را دارد.نیازی به خواندن مداوم این نشریه نیست بلکه خواندن حتی دو شماره ی از آن شما را به این نتیجه خواهد رساند که دوستان مطبوعاتی ما با حسن نظر این نشریه را ارگان غیر رسمی استانداری می خوانند چرا که گاها از این حد هم تنزل پیدا می کند و به بولتن داخلی استانداری تحت زعامت یکی از ضعیفترین استانداران استان در بعد از انقلاب مبدل می شود و واسطه ای ضعیف بین تیم اجرایی ضعیف استان و مردم می شود که تلاش بی نتیجه ای را برای سرپوش گذاشتن بر عملکرد مدیران ضعیف استان را انجام می دهد.
2-متاسفانه علی رغم ادعای مسئولین حاکم در دولت نهم، استفاده از رانتهای مدیریتی در ادارات را می توان به راحتی مشاهده کرد.از جمله استفاده ی همین نشریه ی حدیث یاران ِ (محفلی) از رانت دستیابی به مسئولین استانی.چرا که در آخرین شماره ی نشریه ی مذکور 65 درصد از حجم 8 صفحه ای این نشریه را آگهی و رپرتاژ آگهی های دولتی پر کرده است که علاوه بر درآمد سرشار ، کسب این آگهیها باعث می شود که آقایان به خود زحمت فکر کردن و نگارش مطلب برای پر کردن صفحات را ندهند گرچه همان اندک فضای باقیمانده را هم خبرهای خبرگزاری ها به راحتی پر کرده است.
3-تلاش نشریه ی فوق الذکر جهت تخریب اصلاح طلبان تلاش مذبوحانه ی هر شماره ی این نشریه می باشد که ناخودآگاه به یاد نشریه ی کیهان(البته با عرض معذرت از کیهانی ها بابت این مقایسه) و کوششهای پدرسالارانه ی این نشریه می اندازد.همانطور که در مطلب زیر می بینید این نشریه خود را در جایگاهی می داند که به تعیین خط و مشی و سیاستهای سایر نشریات بپردازد و حتی نشریه ای را واجد چارچوبهای خودساخته بداند یا نداند!
4-اما بپردازیم به مطلبی که در واکنش به مصاحبه ی کوتاه اینجانب با نشریه ی فلاح منتشر شده است.
الف) اشاره ی شما به برادر کوچکتر بودن حزب ادعایی کاملا اشتباه می باشد.چرا که حزب جوانان ایران اسلامی در سال 1377 تاسیس شده است و شاید سن و سال این حزب از تمام سالهایی که شما به زعم خودتان فعالیت سیاسی می کنید بیشتر باشد.حداقل سن نشریه ی الکترونیکی اش از سن نشریه ی شما بالاتر است.
ب)اگر همان ضمیمه ی استانی روزنامه ی ابتکار را می خواندید این اظهار نظر را نه تنها اولین اظهار نظر رسمی با عنوان این حزب نمی دانستید بلکه متوجه می شدید اولین اظهار نظر انتخاباتی حزب نیز نبوده است.(شما را به شماره ی 17 و 18 ضمیمه ی استانی روزنامه ی ابتکار و آرشیو سایت جامع استان کهگیلویه و بویراحمد ارجاع می دهم)
ج)شما را به خدا به وجدان خودتان مراجعه کنید و ببینید ادعای پیروزی کاندیداهای اصلاح طلب در سه شهرستان استان کهگیلویه و بویراحمد ادعای صحیحی نیست؟بر هیچ کس در این استان پوشیده نیست که عمده دلیل رد صلاحیت آقایان منطقیان ، تاجگردون ، مهندس غریب پور ، دکتر مندنی پور و سید باقر موسوی رای آوری بالای این افراد بود چرا که همگان به یاد می آورند که بزرگواران نام برده شده همه حداقل در یک انتخابات گذشته تایید صلاحیت شدند.پس من هنوز بر سر حرف خود که حذف اصلاح طلبان نگرانی محافظه کاران ِ اقتدارگرایِ حاکم از رای آوری آنها بوده است هستم.اگر اینگونه نیست چرا در کل استان کهگیلویه و بویراحمد از میان کاندیداهای اصلاح طلب تنها یک نفر(که کاندید شاخص و رای آور جریان نیز نبوده است) تایید می شود؟و آیا به طور کلی دعوت به توجه به عقلانیت در نهادها و ادارات تا این اندازه ادعای بدی است که شما از دعوت شورای نگهبان به عقلانیت اینگونه بر می آشوبید؟یعنی شما اینقدر با آن بیگانه اید؟
د)وقت خود و دوستان خواننده ی عزیز را بیشتر از این نمی گیرم و فقط در خصوص آخرین بند این نوشته که شنیدن حرف راست را از زبان کوچکترها می داند به اطلاع دوستان (و یا دوست، چون احتمالا کل کادر این نشریه یک نفر باشد) عزیز می رساند که اتفاقا شاید تا حدودی این حرف شما درست باشد ، چرا که بر خلاف جریان محفلی شما که منتظر اذن بزرگانتان برای تصمیم گیری هستید در جبهه ی اصلاحات تصمیم گیری از پایین به بالا و کاملا دموکراتیک است.بنابراین عضو کوچکی چون بنده رایی برابر با مسن ترین عضو جبهه ی اصلاحات را دارا می باشم.هر چند هضم آن برای شما مشکل باشد.
پی نوشت:
گرچه این نوشتار در سایت جامع استان کهگیلویه و بویراحمد به چاپ رسیده است ،اما دوست عزیزم جناب آقای محمد علی سجادی(افشون) شفاها توضیح دادند که نشریه ی فلاح که در نوشتار فوق الذکر ارگان اصلاح طلبان پیشرو نامیده شد ارگان این طیف از اصلاح طلبان نیست بلکه ضمن اینکه نظرات این گروه مورد قبول شورای سیاستگذاری این نشریه می باشد و تنها تریبون این گروه می باشد ، نشریه به صورت مستقل و بدون اتکا به درآمدهای حزبی یا جریانی منتشر می شود.
از اشتباه پیش آمده عذرخواهی می کنم.
از کسانی که امروز با پشت پا زدن به آرمانهای امام و انقلاب بدیهیترین حق مردم را از آنان سلب می نمایند باید پرسید که آیا در پیشگاه خداوند متعال و مردم روی آن را که سر بلند کنند و به دفاع از عملکرد خود برخیزند را دارند؟بیش از این سخن را به درازا نمی کشم که چرا که اصلا مجال سخن گفتن نیست.
اینجا هوا واقعا سرد است ، حدودا 10 درجه زیر صفر ! همه جا همینطور است؟نیست؟
2- جمله ای زیبا از توماس جفرسون(یکی از متفکرین اصلی و بنيانگذاران آمریکا و سومین رییس جمهور) را چند وقت پیش در کتابی خواندم و یادداشت کردم.متاسفانه اسم کتاب را به یاد نمی آورم ولی به هر حال بی مناسبت نیست این جمله:
اگر حق رای مردم را محترم ندارند ، اگر بخواهند از این راه آنان را خفه کنند ، شکی نیست که این صدا دیر یا زود ، از راه خشونت رخ خواهد نمود و ما نیز مانند ممالک دیگر ، به دور باطلی از سرکوب و شورش ، اصلاح و سرکوب مجدد و شورش مجدد خواهیم افتاد و تا ابد از این دور رهایی نخواهیم یافت.
ابتکار جالب روزنامه فروش یاسوجی در تبلیغ برای هفته نامه ی وزین شهروند امروز چیزی بود که توجه خیلی ها را جلب کرده بود.الحق که بیراه هم ننوشته و هفته نامه ی شهروند امروز به سردبیری روزنامه نگار فوق العاده باهوش و حرفه ای اش شایسته ی ستایش و دست مریزاد است.یک خداقوت برای همه ی عزیزان شهروند امروز
در خصوص تعریف مفهوم توسعه ی سیاسی همانند بسیاری از مفاهیم و اصطلاحات موجود در علم سیاست اجماع وجود ندارد.اما اگر بخواهیم تعریفی کلی بر مینای نظریات برجسته ی مطرح شده در خصوص این مفهوم داشته باشیم می توانیم توسعه ی سیاسی را فرهنگی جهانی که به مثابه پیش شرط ضروری توسعه ی اقتصادی ، نوسازی سیاسی ، توسعه ی اداری و حقوقی ، تحرک و مشارکت ، ایجاد دموکراسی ، ثبات یا تغییر ساماندار و ... دانست که دارای سه ویژگی برجسته ی برابری ، ظرفیت و تغییر تدریجی است.
در کتاب بنیادهای علم سیاست (عالم ، عبدالرحمن – نشر نی – چاپ اول 73-صص 128و129) شاخصهای منفی توسعه ی سیاسی(فروپاشی سیاسی )به شرح زیر نام برده می شود:
1- انتخابات تقلبی و عدم رعایت قوانین و مقررات
2- تظاهرات اعتراض آمیز با استفاده از خشونت
3- آشوبهای مخالفان ، فعالیتهای زیر زمینی و حمله های مسلحانه
4- فساد سیاسی به خاطر منافع شخصی
5- پراکندگی احزاب سیاسی
6- سرکوبی ناراضیان
7- بت شدن فرمانروایان
8- تعظیم و تکریم ایدئولوژی رسمی و حاکم
9- سوء قصد های سیاسی
10- سیاسی شدن نیروهای مسلح
11- تعهد کارمندان به خط حزب حاکم
12-فساد گسترده و سوء مدیریت
13-متمرکز شدن اختیارات
14- توقیفهای جمعی
15-مداخله ی خارجی در امور داخلی کشور
از شاخصهای مثبت یعنی خود توسعه هم می توان به اختصار از دولتمداری یا یکپارچگی سرزمینی ، شکل گیری ملت یا یکپارچگی ملی ، افزاش حق رای و انتخابات آزاد با رای دهندگان زیاد ، مشارکت مردم در هیئتهای تصمیم گیری ، آزادی مطبوعات و رشد رسانه های جمعی ، نیروهای مسلح غیر سیاسی ، علنیت در کار حکومت و مسئولیت حاکمان در برابر مردم می توان نام برد.
بیانیه ی شمار ی یک شاخه ی استان کهگیلویه و بویراحمد حزب جوانان ایران اسلامی ، در خصوص انتخابات مجلس هشتم
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم
مردم شریف استان کهگیلویه و بویراحمد
در سالی که مزین به نام اتحاد بر گرفته از کلام وحی بوده است ، با کمال تاسف شاهد فروپاشی اندیشه ی انسجام دین محمد(ص) و اتحاد ملت ایران توسط اقتدارگرایانی بوده ایم که همواره برای دستیابی و استمرار منافع محفلی و جریانی خود راه را بر رهروان حقیقی راه امام (ره) بسته اند.
حزب جوانان ایران اسلامی(شاخه ی استان کهگیلویه و بویراحمد) در این برهه ی حساس از تاریخ ملت ایران باور داشت که سخنان مقام معظم رهبری می تواند فصل الخطاب جامعه گشته و باعث گردد همه ی دوستداران انقلاب در یک کشتی و در مسیر حرکت اصیل انقلاب حضور داشته باشند , اما متاسفانه آنچه در جریان برگزاری انتخابات مجلس هشتم رخ نموده است خلاف این اصل را اثبات نموده است.
در استان ما که حقیقتا روح و احساس رخت بربسته است در کمال تعجب نیروهای متدین و انقلابی همچون حاج بهرام تاجگردون , سید باقر موسوی, دکتر علی مندنی پور, سید علی فتح میرمحمدی و ... از صحنه ی رقابت حذف و به کنار گذاشته می شوند و اکنون باید پرسید که با حذف این همه نیروهای انقلابی چه کسانی را می توان جایگزین نمود؟و در این وضع امروزی آیا در میان اقتدار گرایان اعتقادی به آیه ی صدر نوشته وجود دارد؟آیا اعتقادی به اصول مصرح در قانون اساسی از جمله اصل 56 که می گوید:حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است. هيچكس نمي تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد..."وجود دارد؟و آیا می توان پرسید که در میان طیف حاکم اعتقادی به اینکه میزان رای ملت است وجود دارد؟
به انحصار طلبان هشدار می دهیم که به مصلحت اسلام و ایران فکر کنند و خواست برخی افراد سودجو و جریانات سیاسی پشت پرده را بر منافع ملی ترجیح ندهند و بدانیم و بدانند با از بین رفتن فضای آزاد و عادلانه در انتخابات تنها اعتماد و اعتقاد مردم را از دست خواهیم داد.
مصرانه از عاملین برگزاری انتخابات می خواهیم به خواست و توجه مردم که نمود خواست خداوند می باشد توجه نموده و در زمان باقی مانده به تجدید نظر در عمل ناصواب خود بپردازند و به خیل عظیم مردم بپیوندند.
گرچه حذف نیروهای اصیل انقلاب آنان را از راه و مرام انقلاب و امام(ره) به در نخواهد کرد اما بی تردید اینگونه برخوردهای هدفمند و مغرضانه که در راستای اهداف اقتدارگرایان و در جهت تثبیت قدرت یکدست حاکم می باشد , می تواند مسیر حرکت پرشتاب انقلاب عظیم امام راحل(ره) و ملت ایران را کند نماید و در این راه مشکلاتی را ایجاد نماید.بنابراین هر چند نیک می دانیم که آنچه به جایی نرسد فریاد است اما از سر دلسوزی بار دیگر تاکید می کنیم که با اقدامات حذفی از اینگونه مسیر خود را از مردم جدا نکرده و حق انتخاب مردم را به خود آنها بازگردانند که قطعا مردم بهتر از همه ی ما صلاح کشور را تشخیص خواهند داد و به آن عمل می کنند.
حزب جوانان ايران اسلامی
شاخه ی استان کهگيلويه و بويراحمد
4/11/1386
در محيط طوفان زاي، ماهرانه در جنگ است ناخداي استبداد، با خداي آزادي
1-همانطور که قطعا مطلع شدید رد صلاحیت های گسترده و بی موردی در سراسر کشور رخ داده است که استان کهگیلویه و بویراحمد نیز از آن بی بهره !! نبوده است. اسامی افراد رد صلاحیت شده در شهرستان بویراحمد و گچساران را به اطلاع می رسانم , چرا که بنا به اخبار رسیده , از سوی یکی از مراجع سیاسی امنیتی استان , تنها سایت خبری استان از درج اخبار در خصوص رد صلاحیت ها و انتشار نام افراد رد صلاحیت شده منع شد.
افراد رد صلاحیت شده در شهرستان بویراحمد(یاسوج) که به یمن برقراری دموکراسی کامل در دوست نهم و بالا بودن سطح آزادی در کشور از ورود به عرصه ی سخت و طاقت فرسای نمایندگی مجلس منع شدند(بگذارید کارهای سخت را خودمان بکنیم !):سید باقر موسوی(نماینده ی دور پنجم و ششم مجلس شورای اسلامی) – دکتر علی مندنی پور(عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی) – سید فتح الله میرمحمدی (روحانی و فرماندار سابق در دولت اصلاحات) – شکرالله امامی(دبیر سیاسی اعتماد ملی استان)- مقدم – ربانی خواه – ارجمند – عبدال همتی – ولی نیک – پناهی – جلیل فر – میرفخرایی
و در شهرستان گچساران نیز حاج بهرام تاجگردون نماینده ی دور اول و سوم مجلس شورای اسلامی
2-امروز از شبکه ی خبر پخش مستقیم سخنرانی آقای جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی در پارلمان اروپا را می شنیدم که به سوالات نمایندگان پارلمان اروپا پاسخ می داد.نکات جالبی را جناب جلیلی مطرح نمودند که بیانگر برخورد دوگانه ی دولت احمدی نژاد با مسائل است.ایشان ضمن اینکه پاسخ سوالی را می داد , سوال دیگری مطرح کرد که چرا آمریکا با یک رژیم استبدادی مثل رژیم شاه قرارداد تسلیحاتی می بندد اما با استقرار دموکراسی در ایران از ادامه ی همکاری دست برداشت؟قصد پرداختن به قسمت اول این صحبت را ندارم ولی همه آن حرف احمدی نژاد را به یاد دارند که گفت :مردم ایران حالشان از دموکراسی به هم می خورد.قطعا نمی توان حرفهای جلیلی را مستند تر دانست چرا که رئیس دولتی که مسئولین برگزاری انتخاباتش به سادگی اکثریت مخالفین سیاسی خود را رد صلاحیت می کند یا صلاحیتشان را احراز نمی کند قطعا کوچکترین اعتقادی به دموکراسی ندارد و دلیلی هم ندارد به دفاع از آن بپردازد.اما سوال اینجاست که آقای جلیلی و دستگاه دیپلماسی ایران فکر می کنند که در غرب هم مثل ایران می توانند با دستور شفاهی یک مقام امنیتی ، سایتی را از نوشتن و با نامه یا دستور کتبی همین شورای امنیت ملی و یا دادستانی و یا هر نهاد پرقدرت غیرپاسخگوی دیگر روزنامه ای را از تحلیل خبر و یا حتی چاپ خبری بازداشت؟یعنی آقای جلیلی نمی داند افکار عمومی غرب(که برای خوش آمدشان از هر دموکراتی دموکرات تر حرف می زد) هم حرفهای وی را می شنود و هم از جلوگیری از حضور کاندیداهای غیروابسته به دولت توسط دولت مطلع می شود؟آقایان ! یا رومی روم یا زنگی زنگ ! چرا در داخل علاوه بر اینکه حالتان از دموکراسی به هم می خورد کوچکترین فضایی را برای حضور منتقدینتان فراهم نمی آورید ولی در خارج دم از آزادی و دموکراسی می زنید؟جالب این است که جلیلی می گوید:"هر چه رای مردم باشد همان را قبول داریم, تنها رای مردم در ایران تعیین کننده است."حرفی نمی زنم ولی مطمئنم ملت ایران می تواند به اتفاق آرا این حرف آقای جلیلی را به عنوان جک سال انتخاب کند.البته بعد از این فرمایش آقای احمدی نژاد: كشور ما در بالاترين سطح آزادي و مشاركت مردم در عرصههاي گوناگون قرار دارد