۱-
در شب قدر ار صبوحی کرده ام عیبم مکن
سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود
۲-
رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا به(بقره ۲۸۶)
بارپروردگارا بار تكليفي كه طاقت بردن آنرا نداريم بر دوش ما منه
۳-
براي انتخاب واحد بايد به سايت دانشگاه آزاد شهرضا كه به ياري خدا كارشناسي ارشد علوم سياسي را آنجا خواهم خواند مراجعه مي كردم.پس از گوگل كردن نام اين دانشگاه متوجه شدم كه گوگل كاربران را از مراجعه به اين سايت منع مي كند.دليل آن هم ويروسي بودن اين سايت مي باشد.
در مورد اتفاقاتی که هنگام ثبت نامم در این دانشگاه افتاد و حاشیه های این ثبت نام هیچ توضیحی نمی دهم، چرا که تعهد داده ام...

در ماهای بعد از توقیف هم میهن و شرق، حضور مجله شهروند امروز مي توانست جايگزين خوبي براي اين دو روزنامه باشد.تنوع و گسترگي مطالب در كنار پرداختن به موضوعاتي همچون تاريخ بعد از انقلاب اسلامي كه تا كنون كمتر نوشته و خوانده شده است و همچنين نوشتن طيف متنوعي از نويسندگاه روزنامه هاي توقيف شده و مصاحبه هاي اختصاصي با افرادي كه كمتر مصاحبه مي كنند و همچنين طراحي و صفحه آرايي منحصر به فرد آن و بسياري مسائل ديگر، همه و همه باعث مي شد كه شهروند امروز به تيراژ ۴۰ هزار نسخه كه در شرايط حاضر تيراژ قابل توجهي است برسد.نكته ي جالب اينكه شرق پس از توقيف دوم نتوانست به تيراژ بالاي ۶۰ هزار نسخه برسد.نكته ي جالبتر در مورد اين مجله آنكه افزايش قيمت كه دو بار در اين نشريه اتفاق افتاد و رسيدن آن به قيمت هزار و پانصد تومان مي توانست هر هفته نامه اي را زمين بزند، به جز هفته نامه اي كه با تيم محمد قوچاني گردانده مي شود.زيركي و هوش بالاي محمد قوچاني در روزنامه نگاري بر هيچ كس پوشيده نيست.در واقع وي را مي توان مبدع سبك در روزنامه نگاري ايران دانست.سبكي كه مي توانستيم در شرق و هم ميهن و روزگار و اكنون شهروند امروز مشاهده كنيم . حتي تاثير غير قابل انكار اين سبك را اكنون مي شود در كارگزاران و اعتماد ديد.
آنچه باعث شد كه مختصر و كوتاه در اين پست به شهروند امروز بپردازم، اقدامات اخير اين نشريه در تخريب سيد محمد خاتمي مي باشد.متاسفانه از حدود دو ماه قبل حركت زيركانه اي در تغيير مشي شهروند امروز به چشم مي خورد.شهروند امروز با چرخشي ابتدائا نامحسوس و اخيرا كاملا محسوس و حساب شده به تخريب چهره ي محمد خاتمي مي پردازد.
متاسفانه محمد قوچاني متاثر از اشخاصي در كارگزاران و مشخصا كرباسچي حركت حرفه اي اين نشريه را تحت تاثير خواستها و علايق شخصي كرده است.بنده تحت هيچ شرايطي به دفاع مطلق از خاتمي نمي پردازم و اشكالات بسيار زيادي بر ايشان و نحوه ي اداره ي كشور در زمان ايشان دارم ضمن آنكه اقدامات قابل دفاع و حتي قابل ستايش زيادي را در دولت ايشان مي توان مثال آورد.اما بهانه قرار دادن مشكل شخصي اي كه كرباسچي با خاتمي دارد(كه حقيقتا مي توان حق را به كرباسچي داد و البته نمي شود از نقش غيرقابل انكار وي در پيروزي خاتمي چشم پوشي كرد) و تحت تاثير قرار دادن يك جريان و خط فكري به بهانه ي اين مشكل شخصي نمي تواند مورد تاييد فعالين سياسي باشد.قصد توهين و جسارت به هيچ كدام از اعضاي به اصطلاح حزب كارگزاران را ندارم اما متاسفانه نه تنها اين حزب شاخصه هاي يك حزب را ندارد بلكه از حداقلهايي در اين زمينه نيز برخوردار نيست.

در سفر عمره با يكي از بزرگان جريان اصلاحات كه نامش محفوظ مي ماند ديداري تصادفي داشتم.در اين ديدار از همه چيز سخن گفته شد تا اينكه از ايشان در خصوص مواضع متناقض حزب كارگزاران پرسيدم.پاسخ جالب ايشان اينگونه بود:" اگر همين امروز احمدي نژاد چهار وزارتخانه به كارگزاراني ها بدهد پس فردا كارگزاران مي شود حامي پروپاقرص احمدي نژاد.اينها به جز پول و قدرت به چيز ديگري فكر نمي كنند.اينها برايشان خاتمي و ناطق تفاوتي ندارد.هر كسي سهمي بدهد اينها طرفدار همان مي شوند".
به هر حال و متاسفانه تصميم گرفته ام تا زماني كه شهروند امروز اينگونه تحت تاثير كرباسچي است، آنرا نخوانم.
پ.ن:
بعدا به نظرم آمد که عامل دیگری غیر از کرباسچی نیز موثر بر رفتار غیر حرفه ای اخیر شهروند امروز می باشد.آن هم زندانی بودن آقای عمادالدین باقی پدر همسر محمد قوچانی می باشد.همه از تلاشهای کروبی برای چانه زنی جهت آزادی زندانیان سیاسی خبر داریم و البته خیلی ها پذیرفتن این چانه زنی ها را امتیاز حاکمیت به کروبی در مقابل گل هایی است که کروبی به خودی ها می زند!
بنابراین قوچانی حاضر است که برای آزادی پدر همسرش شهروند را به کروبی بفروشد.چیزی که شاید خود عمادالدین نیز راضی به آن نباشد.
گيرند همه روزه و من گيسويت جـوينــد همـه هلال و مــن ابرويت
از جملـه ايـن دوازده مـاه تمـام يک ماه، مبارک است و آنهم رويت
ماه رمضان با تاخیر مبارکباد.شعر بالا را حیفم آمد که ننویسم...

همین...
درود
عكسهاي سري اول را مي توانيد اينجا ببينيد.
عكسهاي سري دوم را مي توانيد اينجا ببينيد.
عكسهاي سري سوم را مي توانيد اينجا ببينيد.
عكسهاي سري چهارم را مي توانيد اينجا ببينيد.
توضیح:
*عکس برداری در تمام مکانهای مذهبی ممنوع می باشد به خصوص برای ایرانیان.بنابراین این عکسها همه با احتیاط و دقت برداشته شده است.
*اگر احیانا کسی از دوستان از این عکسها خوشش آمد می تواند با فرستادن ایمیلی عکس با کیفیت اصلی را داشته باشد.
نمایی از خانه ی خدا
قبر حضرت محمد(ص)، ابوبکر و عمر
توقف در این مکان برای سلام به حضرت محمد به سختی صورت می گیرد و اجازه ی توقف بیش از چند ثانیه را نمی دهند.به اعتقاد وهابی ها احترام و سلام و دعا برای مردگان مخالف توحید است و هیچ کاری از مردگان بر نمی آید!.بنابراین امکان عکس برداری از اینجا وجود نداشت و من این عکس را از روی عکسی دیگر تهیه کردم.
خانه ی خدا در بین نمازگزاران
گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
خار مغیلان در نزدیکی مسجد حدیبیه

در خانه ی خدا
هیچگاه این درگاه از دستهای محتاج خالی نیست و نخواهد شد.
خانه ی خدا در هنگامه ی طلوع خورشید
شركتهاي عظيم مربوط به خانواده ي بن لادن كه كارهاي مختلف از ساختمان سازي گرفته تا موزده داري در عربستان را بر عهده دارند.ساخت مجدد و گسترش حريم مسجد الحرام از جمله كارهاي شركت بن لادن مي باشد.

تصور اينكه براي رسيدن به غار حرا حداقل ۴۵ دقيقه بايد از دامنه ي كوه بالا رفت را نداشتيم.
اينجاست كه بايد خديجه را ستود كه چگونه هر روز براي حضرت محمد غذا مي برد؟
در طول مسير بالا رفتن از كوه نور چندين پاكستاني را مي بينيد كه دستهايشان بر اثر دزدي قطع شده است و گدايي مي كنند.قسمتي از مسير را نيز چند پاكستاني ديگر در ازاي كمك هاي ايرانيان پله ساخته اند.
دولت سعودي اعتقادي به چنين مكانهايي ندارد و هيچ تلاشي براي بهبود وضعيت آن نمي كند.در ابتداي مسير كوه نور تابلويي وجود دارد كه نوشته شده است پيامبر هيچگاه كسي را به بالا رفتن از اين كوه يا به تبرك برداشتن خاك آن يا نماز خواندن در آن و ... توصيه نكرده است.

مسجد ذوالقبلتين

مناره هاي مسجدالنبي

وقتي خورشيد از بقيع طلوع مي كند...

تپه های اطراف مسجدالحرام تا قله شان پوشیده از خانه و هتل است.
ساختماني كه در دامنه ي كوه مشخص است محل تولد پيامبر است كه اكنون به كتابخانه اي كه اكثر اوقات بسته است تبديل شده است.
درود
عكسهاي سري اول را مي توانيد اینجا ببينيد.
عكسهاي سري دوم را مي توانيد اینجا ببينيد.
عكسهاي سري سوم را مي توانيد اینجا ببينيد.
توضیح:
*عکس برداری در تمام مکانهای مذهبی ممنوع می باشد به خصوص برای ایرانیان.بنابراین این عکسها همه با احتیاط و دقت برداشته شده است.
*در پست های بعدی نیز عکسهای دیگری قرار خواهد گرفت.
*اگر احیانا کسی از دوستان از این عکسها خوشش آمد می تواند با فرستادن ایمیلی عکس با کیفیت اصلی را داشته باشد.
لابي هتل كريستالات مكه
حمل كيفها اينگونه صورت مي گيرد!

عظمت خانه ی خدا غیر قابل توصیف است
مثل خود خدا
قبرستاني در مكه كه قبر ابوطالب و عبدالمطلب در آن قرار دارد
خانه ي خدا از داخل مسجدالحرام

نمايي از داخل مسجدالحرام
گربه در صحن خانه ي خدا
اينجا حرم امن الهي است،هيچ كس به هيچ موجود زنده اي نبايد تعرض كند.
اما مگر بيرون از اينجا نيز حريم خداوند نيست...؟
درود
عكسهاي سري اول را مي توانيد اينجا ببينيد.
عكسهاي سري دوم را مي توانيد اينجا ببينيد.
توضیح:
*عکس برداری در تمام مکانهای مذهبی ممنوع می باشد به خصوص برای ایرانیان.بنابراین این عکسها همه با احتیاط و دقت برداشته شده است.
*در پست های بعدی نیز عکسهای دیگری قرار خواهد گرفت.
*اگر احیانا کسی از دوستان از این عکسها خوشش آمد می تواند با فرستادن ایمیلی عکس با کیفیت اصلی را داشته باشد.
نقاشي هايي در سنگهاي اطراف غار حرا
سعي بين صفا و مروه
اينجاست كه متوجه مي شوي در گردش روزگار قطره اي ناچيز بيشتر نيستي

در اطراف غار حرا ميمون و گربه هاي زيادي زندگي مي كنند.
شايد شنيده باشيد كه اين ميمونها دزدي هم مي كنند! با همه ي تاكيدي كه مدير كاروان ما بر محافظت از وسايل داشتند، كيف يكي از دوستان را ميمونها با خود بردند.

صحراي عرفات
محل هبوط انسان و شكل گيري نخستين عشق
تابلوهايي كه در موزه نگهداري مي شود.تفاوت در عناوين خلفا جالب توجه است
كنار مسجد حديبيه
ديشهاي ماهواره در عربستان از لحاظ اندازه خيلي بزرگ بودند، چرا؟
درود
عكسهاي سري اول را مي توانيد اينجا ببينيد.
توضیح:
*عکس برداری در تمام مکانهای مذهبی ممنوع می باشد به خصوص برای ایرانیان.بنابراین این عکسها همه با احتیاط و دقت برداشته شده است.
*در پست های بعدی نیز عکسهای دیگری قرار خواهد گرفت.
*اگر احیانا کسی از دوستان از این عکسها خوشش آمد می تواند با فرستادن ایمیلی عکس با کیفیت اصلی را داشته باشد.

عكسي از درون حجر اسمائيل از خانه ي كعبه
نمايي از خانه ي خدا و طواف كنندگان
ناودان طلاي خانه ي خدا
در اين عكس شاهد دو برج بر فراز خانه ي خدا مي باشيد كه متعلق به پادشاه عربستان مي باشند.متاسفانه وجود اين دو برج زيبايي خانه ي خدا را تحت تاثير قرار دادند.ساختار ديكتاتوري حكومت عربستان اجازه ي اعتراض به اين مساله را به كسي نمي دهد.ده طبقه ي اول اين برج فروشگاه و ساختمانهاي تجاري است و طبقات بالايي آن به هتل زمزم اختصاص دارد كه گويا پادشاه عربستان درآمد آن را وقف حرمين شريفين كرده است.
خانه ي خدا از پشت بام مسجدالحرام
كارهايي كه باعث انگشت نما شدن ايرانيان شده است!
آرزومند سلامتي و دعاگوي عزت و سربلندي همه عزيزان از درگاه خداوند بودم.
من در مقام تفسير و تحليل سفر حج يا به تعبيري عمره نيستم، و فقط برخي حواشي اين سفر را كه در ذهنم مانده را مي نويسم:
1- كارواني كه ما با آن عازم سفر عمره بوديم كاروان اعضا و مسئولين تشكلهاي دانشجويي بود.البته كه بيش از هشتاد و پنج درصد از اعضاي اين كاروان داراي گرايشات سياسي خاص بودند.اين تقريبا يكدستي در گرايش فكري جلوه ي خاصي ! به اين كاروان داده بود.
2- متاسفانه كساني كه در هواپيما براي نابودي خاندان آل سعود صلوات مي فرستادند به محض قدم گذاشتن در خاك عربستان سعودي تقيه ! پيشه كردند و جرات بروز اعتقادات خود را نيافتند.يكي از همين كسان را به چشمان خود ديدم كه در اولين نمازش در مسجدالنبي و هنگامي كه بين دو وهابي در صف نماز قرار گرفته بود، از ترس اينكه بلايي بر سرش بيايد دست به سينه ايستاد؛ يا آن ديگري اش كه هنگامي كه در بقيع برخورد بد پليس عربستان را ديد به همه اعلام كرد كه زياد وقتشان را در بقيع تلف ... زياد در بقيع نمانند.(گويا اينكه تلف كه در ذهن و دلش بود ناخودآگاه بر زبانش آمده باشد.)
3-تقريبا غير از ايرانيها هيچ مليت ديگري را نمي بينيد كه در بازار مشغول خريد باشد.
4- به علت تمايل زياد خود و دوستانم به برقراري ارتباط با اتباع ساير كشور ها تقريبا با افرادي از تمام كشورهاي حاضر در عمره ارتباط برقرار كرديم.همين دوستان گواهي خواهند داد كه در چندين مورد از اين ارتباطات برادران مسلمان ! ما هنگامي كه از مليت ما مطلع شدند حاظر به ادامه ي صحبت با ما نشدند.از جمله در صف نماز صبحي در مسجدالحرام كه بغل دستي ليبيايي من هنگامي كه فهميد من ايراني هستم بدون هيچ كلامي بلند شد و به چند صف جلوتر رفت.متاسفانه بسياري اين تفكر را دارند كه مردم ايران مشرك هستند.
5- در همين ارتباطات مي توان به صحت مدعاهاي گاه و بي گاه تلويزيون ايران مبني بر محبوبيت روزافزون احمدي نژاد در ميان مردم خاورميانه پي برد.منهاي تعداد كم افرادي كه احمدي نژاد را ميشناختند به جز دو نفر پاكستاني و يك عراقي كه ضمن دفاع از القاعده و بن لادن، مدافع سر سخت احمدي نژاد بودند كسي نگاه و نظر مثبتي نسبت به ايشان نداشت.
6-در قبرستان بقيع هنگام درگيري با مامور عرب مموري كارت گوشي ام را گرفتند.
7- هنگامي كه اولين نگاه تو به خانه ي خدا مي افتد تازه مي فهمي كه نمي تواني با خدايت ارتباط برقرار كني. اينقدر براي ارتباطمان با خدا دنبال واسطه گشتيم و آنقدر با خدا صحبت نكرديم و اين تنها واسطه ها بودند كه رابط ما بودند و آنقدر تبليغات رسمي و هدفمند ما را به سمت ارتباط با واسطه با خدا تشويق كردند كه ارتباط با خود خدا برايمان سخت و مشكل بود. خود من كه اينگونه بودم.
8- در شب نيمه ي شعبان بسياري از شيعيان عربستان به مسجدالنبي آمده بودند.حقيقتا انسانهاي مومن و جذابي هستند.شايد اغراق آميز باشد ولي الحق و الانصاف چهره هاي نوراني اي نيز داشتند.اين شايد از اثرات اعتقاد به مذهبشان در شرايط سخت دفاع از تشيع در عربستان وهابي باشد و شايد دوري از غلو و دروغ و ريا و تملق و احتمالا سياست!
9-از درهاي مسجد النبي كه وارد مي شوي اگر ته چهره ات به ايرانيها بخورد به احتمال بيش از 50 درصد بايد وسايل همراهت را بدهي تا جستجو شود. گرچه نمي شود انكار كرد كه رفتارهاي خود ايرانيان نيز در اين بدرفتاري وهابي ها بي تاثير نبوده است.برخي از كارهاي ناپسند را كه خود مسئولين حج و زيارت هم به آن رسيده اند در يكي از عكسها وجود دارد.
10- ظاهرا به روحانيون كاروانها سفارش و توصيه مي شود كه احكام حج آيات عظام آقايان صانعي و منتظري در جلساتي كه احكام مربوط به احرام گفته مي شود ذكر نشود.
11- خدا قسمتتان کند، حافظ خواندن در كنار خانه ي خدا عجب حس و حالي دارد...
توضیح:
*عکس برداری در تمام مکانهای مذهبی ممنوع می باشد به خصوص برای ایرانیان.بنابراین این عکسها همه با احتیاط و دقت برداشته شده است.
*در پست های بعدی نیز عکسهای دیگری قرار خواهد گرفت.
*اگر احیانا کسی از دوستان از این عکسها خوشش آمد می تواند با فرستادن ایمیلی عکس با کیفیت اصلی را داشته باشد.

حضور در اين قسمت از بقيع ممنوع مي باشد كه ما با استفاده از فرصت و عدم توجه مامورين به بالاي قبور ائمه رفتيم و آنها را زيارت كرديم.
قسمتي از ضريح قبر حضرت محمد كه با كتابخانه پوشانده شده است كه نشود داخل را مشاهده كرد.
بخشي از مسجد النبي.چترهايي كه مشاهده مي كنيد معمولا شبها جمع مي شوند.
محراب حضرت محمد(ص)
محراب امام جماعت مسجدالنبي
گنبد حرم نبوي از سمت بقيع
درهاي اصلي ورودي مسجدالنبي
بقيع پيش از طلوع آفتاب
حرم نبوي پيش از طلوع آفتاب
حرم حضرت محمد