تبليغاتX
فرياد
...آي با شما هستم....اين درها را باز كنيد

متن سخنانی که بنده در دیدار آقای خاتمی با نخبگان استان کهگیلویه و بویراحمد به نمایندگی از دانشجویان قرائت کرده ام را می توانید در زیر بخوانید.

در جمع بندی مفاد این متن آقایان سید علی حسینی، داریوش حسن زاده، داریوش ارجمند، محسن موسوی، مجتبی نظری، ابوالفضل دهبانی پورو سجاد جمشیدیان نقش داشتند و از همه ی آنها نیز بابت این همکاری و البته نقش بزرگی که همه ی این دوستان در برگزاری مناسب دیدار عمومی آقای خاتمی داشتند تقدیر و تشکر صمیمانه ای دارم.

درود بر سید خندان عبا شکلاتی

شب ندارد سر خواب

شاخ مایوس یکی پیچک خشک

پنجه بر شیشه ی در می ساید

من ندارم سر یاس

زیر بی حوصلگی های شب از دورادور

ضرب آهسته ی پاهای کسی می آید.

امروز در شرایطی وارد عرصه ی انتخابات ریاست جمهوری می شویم که شاهد نابسامانیهای گسترده در حوزه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هستیم.

زوال روبه رشد و نگران کننده ی معنویت و زیر پا گذاشتن ارزشهای والای اسلامی و رواج بداخلاقی سیاسی، تضعیف و کم رنگ شدن جمهوریت نظام و تعبیر نادرست و سودجویانه از قانون اساسی و فراموش شدن آرمانهای انقلاب و امام راحل به امری بدیهی تبدیل شده است.نزول جایگاه ایران در مجامع جهانی و افزایش تهدیدهای خارجی منجر به تحریمها و فرصت سوزیهای فراوان در عرصه ی بین المللی گردیده است.

وضعیت نابسامان اقتصادی و در نتیجه ی آن فقر و بیکاری و شکاف طبقاتی، تخریب کرامت انسانی و رواج فرهنگ گداپروری و و رانت خواری گسترده که با فساد اداری و مالی تکمیل می گردد، نیز از آسیب هایی است که دامنگیر جامعه شده است.

اسجاد فضای تک صدایی در دانشگاهها، در نتیجه ی سوء مدیریت و دخالتهای نهادهای شبه نظامی در دانشگاه و همچنین حذف فعالین دانشجویی با صدور احکام سنگین و زندانی نمودن دانشجویان، لغو مجوز فعالیت تشکیلات سیاسی و فرهنگی منتقد دانشجویی و ایجاد فضای رعب و وحشت در دانشگاهها با سرکوبهایی از این دست و انزوای دانشجویان که همه و همه منجر به افسردگی و نارضایتی در بین دانشجویان گردیده است و در نهایت بازنشستگی اجباری اساتید مجرب و با سابقه ولی منتقد، آخرین برگ تکمیل پروسه ی حذف منتقدین از حوزه ی دخالت مردم در سرنوشت خویش می باشد.

گسترش فضای سانسور در عرصه ی فرهنگی جامعه به اشکال مختلفِ توقیف نشریات، عدم صدور مجوزهای جدید، تضعیف سینما، موسیقی، کتاب و به طور عام عرصه های فرهنگی را می توان یکی از سیاهترین برگه های کارنامه ی دولت نهم به شمار آورد و نیز به خطر انداختن امنیت روانی جامعه با اجرای طرح به اصطلاح امنیت اجتماعی نیز یکی از خطر های بزرگی است که نظام را تهدید می کند.

لذا با توجه به وضعیت موجود فعالین دانشجویی و جوانان نگرانِ این وضعیت براین باورند که خواسته ها و مطالبات آنها تنها و تنها می تواند از طریق فعالیت اصلاح طلبانه تحقق یابد، بنابر این ضمن احترام به سایر کاندیداهای اصلاح طلب از شخص حضرتعالی به عنوان تنها گزینه ای که در این برهه ی زمانی توان برآورده کردن این خواسته ها را دارید، پیشنهادات خود را به شرح زیر با شما مطرح می کنیم:

خاتمي

1-پذیرش دانشجو در مققاطع تحصیلی مختلف بدون توجه به گرایش فکری و سیاسی آنان

2- انتخابی شدن سیستم مدیریتی دانشگاهها

3- تلاش برای حل مشکلات دانشجویان زندانی و ستاره دار و باز گرداندن اساتید اخراجی

4- جلوگیری از ادامه ی طرح پذیرش جنسیتی و بومی سازی دانشگاهها

5-تلاش برای ارتقای سطح کیفی دانشگاهها و جلوگیری از گسترش بی رویه ی دانشگاه پیام نور بدون فراهم نمودن زیر ساختها

6-ایجاد فضای مناسب جهت بازگرداندن نخبگان فکری و ابزاری به کشور

7-تامین امنیت روانی جامعه با حذف برخوردهای سلیقه ای  با تنوع فرهنگی

8-ایجاد فضای مناسب برای فعالیت آزاد رسانه ای، فرهنگی و هنری در سطح جامعه

9-ترویج عقلانیت به جای خرافه پرستی و رواج معنویت بر پایه ی اخلاق اسلامی

10-تلاش بیش از پیش برای تقویت جامعه ی مدنی

11-ادامه ی روند تنش زدایی و صلح طلبی دوران اصلاحات در سطح ملی و بین المللی و رساندن ایران به جایگاه واقعی

12-بازگشایی مرکز گفتگوی تمدندها

13- تلاش برای ارتباط منطقی، معقول و غیر منفعلانه با رعایت اصل عزت با همسایگان شمالی و جنوبی کشورجهت حل مساله ی دریای خزر و خلیج همیشگی فارس و حل نهایی مساله ی جزایر سه گانه

در پایان آقای خاتمی

برای آنکه فرزندانمان دروغگو نشوند

باید دولتمردانی راستگو داشته باشیم

 

2 اين مطلب توسط نوشته شد  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387در ساعت  13:48  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

آخ اگه بارون بزنه...

اطلاعیه:آقای خاتمی روز جمعه شانزدهم اسفندماه در یاسوج با مردم سخن خواهد گفت.

ساعت ۱۶ مصلی یاسوج

لینک همین مقاله در سایت خبری تحلیلی تریبون

تي اس اليوت:باز به همانجا مي رسيم كه آغاز كرده بوديم، اما اين بار آنجا را خواهيم شناخت.

اعلام آمادگي سيد محمد خاتمي براي حضور در انتخابات رياست جمهوري سال آينده ضمن اينكه اميدهاي فراواني در بخشي از جامعه كه نه تنها از وضعيت موجود خسته شده است بلكه با دلهره و نااميدي توام با حس سرخوردگي نگران آينده ي ايران است، به وجود آورده؛ نگراني هايي را در بخش ديگري از جامعه كه البته داراي همان نگراني ها و اميد هاست پديد آورده است.

از جمله ي اين نگراني ها مي توان به چند مورد اشاره كرد كه به طور خلاصه در زير مي آيد:

1-ميزان شركت مردم در انتخابات هاي مختلف در ساليان اخير به خصوص پس از انتخابات از پيش مشخص شده ي مجلس هفتم به شدت كاهش پيدا كرده است.گرچه مي توان براي اين عدم حضور مردم دلايل بسياري را بر شمرد اما به نظر مي رسد بي اعتمادي مردم به صندوق راي و به خصوص تخلفاتي كه در پي برگزاري دو انتخابات شوراي شهر سوم و مجلس هشتم در دولت نهم صورت گرفت از دلايل عمده باشد.لذا مي توان  اولين نگراني اصلاح طلبان، نگراني از عدم شركت بخش عظيمي از جامعه در پاي صندوق هاي راي باشد.

2-بي اعتمادي اي كه در ميان بخشي از جامعه به صندوق راي وجود دارد به شكل وي‍ژه اي در ميان خود اصلاح طلبان وجود دارد.به گونه اي كه بارها از زبان شخصيت هاي اصلاح طلبان شنيديم كه يك حداقل تفاوت واقعي بين آراي آقاي خاتمي و رقيبش از جناح محافظه كار را شرط پيروزي آقاي خاتمي مي دانند.وقتي آقاي انصاري به صراحت از اينكه خاتمي حداقل بايد شش ميليون راي بيشتر از احمدي ن‍ژاد بياورد چه معنايي جز اين مي تواند داشته باشد كه مجريان انتخابات حل مشكل تا شش ميليون راي را-ضمن اينكه مشكل شرعي ندارد- آسان مي شمارند؟

3-حضور كانديدايي غير از آقاي خاتمي از سوي جريان اصلاح طلب قطعا نتايج خوشايندي نخواهد داشت.بحث هايي از قبيل تقسيم آراي اصلاح طلبان، افزايش توان تخريبي از سوي محافظه كاران، تقسيم نيرو و توان اجرايي اصلاح طلبان، ايجاد اختلاف بين اصلاح طلباني كه مشتركات فراواني با هم دارند و ... را هر روزه مي شنويم.ولي آيا مي توان به اين تحليل – البته به شدت بدبينانه- نيز توجه داشت كه x مقدار آراي اصلاح طلبان كه در سبد آقايان كروبي و خاتمي قرار مي گيرد به گونه اي حساب شده بالانس شود تا ضمن اينكه جامعه به اين نتيجه برسد كه درست است كه x مقدار راي اصلاح طلبان از Y مقدار راي محافظه كاران بيشتر بود اما به علت تقسيم اين آرا، محافظه كاران با راي كمتر توانستند به قدرت برسند؟

هم استاني هاي ما تجربه ي انتخابات دوره هاي ششم و هفتم مجلس در شهرستان كهگيلويه را مي توانند در نظر داشته باشند.

بحث هايي كه در خصوص صيانت از آرا مطرح مي شود تا چه اندازه جدي گرفته شده است و تا چه حد مي تواند موثر باشد؟

4-اصلاح طلبان از كمترين امكانات رسانه اي براي برقراري ارتباط با جامعه برخوردارند.ضمن اينكه جناح محافظه كار با در اختيار داشتن تريبون هاي مهم و تاثير گذاري همچون صدا و سيما، نمازهاي جمعه و جماعت، روزنامه هاي فراوان و ارزان! و گاها رايگان، ارگانهايي كه فعاليت حزبي دارند و ... مي توانند يك جو عظيم رسانه اي را عليه اصلاح طلبان سازماندهي كنند-كه البته از مدتها پيش اين حركت  كليد خورد-

خوشبختانه يا متاسفانه تلويزيون هاي فارسي خارج از كشور نيز همسو با جريانات تندروي داخل مدتهاست تخريب آقاي خاتمي را آغاز كردند.تاثير گذارترين اينها يعني بي بي سي فارسي و صداي آمريكا نيز با زيركي رسانه اي خاصي بدون آنكه به طور مداوم موضع گيري صريح نمايند-كه البته اين هم گاهي اتفاق مي افتد- ذهنيت مخاطب را به به اصطلاح ناكارآمدي آقاي خاتمي معطوف مي كنند و با ژستهاي روشنفكرانه حضور در انتخابات را چيزي جز مشروعيت دادن به سيستم جمهوري اسلامي تحليل نمي كنند و نتيجه آنكه اين روشنگري!! آنها را جز خدمت به  جريان محافظه كار نمي توان تحليل كرد.به خصوص بي بي سي كه به هر حال از كشوري منتشر مي شود كه آقايان محافظه كار خود را مديون آن مي دانند و شايد هم سفرهايي در اين ماهها صورت گفته باشد كه نيك براون ها اين بار اخباري از آن درز نداده اند...

ساير شبكه هايي كه گردانندگانشان معمولا يا دچار تاخير ذهني –ماندن در فضاي قبل از انقلاب- هستند يا دچار سوء تغذيه ي تئوريك و يا هر دو، راي به آقاي خاتمي –و البته نه احمدي نژاد- را خيانت به ايران و ايراني مي دانند(عين همين جملات را مجري يكي از شبكه هاي لس آنجلسي در تلويزيونش اعلام كرد).

حال با اين وضعيت ناگوار در فضاي رسانه اي كشور كه حتي اصلاح طلبان حامي آقاي خاتمي از داشتن سايت هاي اينترنتي نيز محروم مي شوند و متاسفانه بخش ديگر اصلاح طلبان هم در روزنامه و سايتهايشان سعي مي كنند چيزي از كيهان كم نياورند آيا نبايد فكري براي ارتباط با مخاطبين كرد؟

نگراني ها البته بسيار بيش از اينهاست اما صحيح نيست كه در اين روزهايي كه جامعه دارد نسيم اميد و تغيير را حس مي كند بيش از اين به آنها بپردازيم.

كسان زيادي را مي شناسم كه اكنون كه از اين وضعيت نيك به تنگ آمده اند فراوان آرزوي توفيق خاتمي را دارند.اما داشتن آرزو به تنهايي نمي تواند چاره ساز باشد.اميد بستن به اينكه خاتمي از اقبال خوبي در جامعه برخوردار است نيز همينطور. امروز بيش از هر روز ديگري جريان اصلاح طلبي ايران-و نه خاتمي- نياز به تلاش و همدلي مردم دارد. راههاي اين تلاش مي تواند بسيار متفاوت باشد. از تلاش براي قانع كردن دوستاني كه نااميد از صندوق راي هستند-تنها راهي كه اصلاحات مي تواند از طريق آن ادامه پيدا كند- تا بازگويي توفيقات خاتمي در عرصه هاي مختلف و حتي كساني كه در توان دارند كمك مالي به ستادهاي آقاي خاتمي يا نشريات داخلي احزاب جهت بهتر شدن روند فعاليت ها...


 *عنوان این یادداشت قسمتی از شعری است که فرهاد مهراد در یکی از ترانه هایش می خواند.

 

2 اين مطلب توسط نوشته شد  شنبه دهم اسفند 1387در ساعت  15:5  سيد مجتبي تقوي نژاد  |