ورژن های مختلف هاشمی!
درودخاطرتان هست که چند سال قبل، یعنی انتخابات سال 84 تبلیغاتی از هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری به چشم می خورد که روی آن نوشته شده بود:
HASHEMI 2005

این روزها ناخودآگاه به یاد آن تبلیغات افتادم و اینکه خود ستاد هاشمی هم معترف به این مساله بود که هاشمی ورژن های مختلفی دارد و می خواستند به مردم بگویند که این ورژن مدرن هاشمی است و به آن رای بدهید.
قصد نوشتن در مورد تغییرات هاشمی در گذر زمان را ندارم.یعنی نوشتن از آن هاشمی ای که زمانی شعار همین نماز جمعه رو ها در موردش این بود که دشمن هاشمی دشمن پیغمبر است تا زمانی که هاشمی عالیجناب شد و تا زمانی که هاشمی به مافیا و نماد اشرافیت! تبدیل شد.بلکه این روزها به یاد خاطره ای از زمان ریاست جمهوری هاشمی افتادم که بد ندیدم آنرا بازگو کنم.
آن زمان در مقطع ابتدایی درس می خواندم اما خاطرم نیست کدام کلاس بودم اما خوب به یاد دارم که هاشمی را که روی فرشی نشسته بود و به صورت مستقیم از شبکه ی یک با مردم سخن می گفت.سخنان آقا به درازا کشیده شد تا به اخبار ساعت 21 رسید و این لحظه بود که سخنان هاشمی قطع شد و دینگ دینگ مشهور اخبار و بعد از آن تیتراژ اخبار ساعت 21.لحظاتی از قطع سخنان هاشمی نگذشته بود که این بار اخبار را قطع کردند و به سخنان هاشمی بازگشتند.آن موقع برایم جالب بود و از اطرافیان نیز که سعی می کردند با کنایه صحبت بگویند که مبادا من بشنوم و بفهمم و جایی نقل قول کنم که مملکت رو ببینید که چه و چه...
این روزها و آنهم پس از نماز جمعه ی سبز تاریخی که از سانسور سخنان هاشمی سخن گفته می شود و اینکه رادیو در چند استان از جمله استان ما به صورت مستقیم سخنان هاشمی را پخش نکرد به یاد آن خاطره افتادم.
این هم ورژنی دیگر از هاشمی بود دیگر!
2
اين مطلب توسط نوشته شد سه شنبه سی ام تیر 1388در ساعت
2:39  سيد مجتبي تقوي نژاد
|
درودیادم نمی آید کی، ولی چند مدت قبل کتابی را می خواندم که در مقدمه ی یکی از فصلهایش جملاتی را به نقل از توماس جفرسون سومین رئیس جمهور ایالات متحده و از بنیانگذاران آمریکا نقل کرده بود.آنزمان برایم جالب بود و جایی یادداشت کردم.امروز که به آن یادداشتها نگاه می کردم مناسب دیدم آنرا اینجا نقل کنم:
اگر حق رای مردم را محترم ندارند،اگر بخواهند از این راه آنان را خفه کنند، شکی نیست که این صدا، دیر یا زود، از راه خشونت رخ خواهد نمود و ما نیز مانند ممالک دیگر، به دور باطلی از سرکوب و شورش،اصلاح و سرکوب مجدد و شورش مجدد خواهیم افتاد و تا ابد از این دور رهایی نخواهیم یافت.

2
اين مطلب توسط نوشته شد یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388در ساعت
2:53  سيد مجتبي تقوي نژاد
|
هر که را با خط سبزت سر سودا باشد
پای از این دایره بیرون ننهد تا باشد

2
اين مطلب توسط نوشته شد جمعه بیست و ششم تیر 1388در ساعت
2:0  سيد مجتبي تقوي نژاد
|
آقای احمدی نژاد مردم ایران حالشون از دموکراسی به هم می خورد، اینطور نیست؟
1-امشب توفیق آن را داشتم که از تلویزیون فرمایشات گهربار! رئیس جمهور انتخاب شده را گوش بگیرم.قصد نوشتن در مورد احمدی نژاد و صحبتهایش را ندارم چرا که ملت ایران در یکی دو هفته ی بعد از انتخابات به خوبی پاسخ ایشان را داده اند.اما نکته ی جالبی که نظرم را جلب کرد ابراز ارادت و توجه چندین باره ی ایشان در این سخنان به کلمه ی دموکراسی ! بود.جالب از این بابت که هنوز سخنان چند مدت قبل ایشان که مثل همیشه از جانب مردم ایران سخن می گفتند را به یاد آوردم که ادعا کردند که مردم ایران حالشان از دموکراسی به هم می خورد.
از جانب مردم نمی گویم ولی برداشتم این است که مردم بیشتر از آدم دروغگو حالشان به هم بخورد.
2-فرض را بر این می گذارم که احمدی نژاد دچار تغییر و تحولات فکری شده است و به دموکراسی اعتقاد پیدا کرده است و باز هم فرض را بر این می گذارم که احتمالا در آزادترین کشور دنیا مردم حق انتقاد آزادانه را داشته باشند.برای دموکراسی تعابیر مختلف و متعددی آورده اند اما یکی از مختصرترین و در عین حال کامل ترین تعاریف می گوید که:حاکمیت اکثریت بر اقلیت با رعایت حقوق اقلیت.
باز هم فرض را بر این میگیریم-البته این بار فرض محال را- که آقای احمدی نژاد اکثریت آرا را کسب کردند.آیا اقلیت حق اظهار نظر و ابراز عقیده را ندارند؟آیا رواست که گروه زیادی از شریف ترین فعالین سیاسی این روزها و شب هایشان را در زندان بگذرانند؟آن هم در شرایطی که بنا به گزارش بسیاری از خانواده هایشان و برخی نهادهای بین المللی در شرایطی نابهنجار زندان را بی هیچ جرمی تحمل می کنند؟آقای احمدی نژاد می توانید تعریفتان از دموکراسی را ارائه دهید؟
برای همه ی زندانیان سیاسی نگران و ناراحتم و بیش از همه ی آنها-به خاطر وضعیتشان- برای بهزاد نبوی و سعید حجاریان، آرزومندم این دو عزیز زودتر اعتراف کنند و بیرون بیایند.برای سلامتیشان اعتراف بهتر است.برای دوستان عزیزم آقایان سید شهاب الدین طباطبایی و سعید نورمحمدی نیز تنها می توانم آرزو کنم آزادیشان را به زودی ببینم.


3-قصد داشتم مفصل تر این بند سوم را بنویسم اما فعلا به این مجمل اکتفا می کنم:بارها و در جمع های مختلف و یادداشتهای متفاوت قبل از انتخابات در باره ی دلایل رای ندادن به مهندس موسوی گفتم و نوشتم-جاهایی غیر از اینجا- و بسیاری از دوستان را توصیه کردم به رای ندادن به ایشان. تصور این برخورد شجاعانه و مسئولانه ی مهندس موسوی برای حفاظت از رای مردم را حتی هواداران ایشان نیز نداشتند اما دلیلی نمی شود که از همینجا خدمت ایشان ابراز ارادت نکنم و از محضر ایشان عذرخواهی ننمایم.آرزوی پیروزی برای ایشان و آقای کروبی در مسیری که انتخاب کرده اند را دارم.
2
اين مطلب توسط نوشته شد چهارشنبه هفدهم تیر 1388در ساعت
4:1  سيد مجتبي تقوي نژاد
|