تبليغاتX
فرياد
...آي با شما هستم....اين درها را باز كنيد
اقدام برای ‍پیوستن مجدد ایران شمالی به خاک ایران
لینک همین مقاله در سایت خبری تحلیلی تریبون

آلبانیا یا اران که از مناطق تاریخی، جغرافیایی مهم قفقاز بوده است در آثار مولفان باستان و سده های میانه معرفی شده است.به نوشته ی دکتر عنایت اله رضا در کتاب ارزشمند اران، این منطقه سرزمینی بوده است در شرق قفقاز که از جنوب با ارمنستان، از شمال با سرزمین سرمت ها، از غرب با ایبری(گرجستان) و از شرق به دریای خزر متصل است.رود کر(کورا) و در برخی مواقع رود ارس مرز اران با آذربایجان بوده است که به این مطلب در کتبیه ی شاپور اول ساسانی در کعبه ی زرتشت واقع در نقش رستم نیز اشاره شده است.
همچنین از همین برهه ی تاریخی تا سال 1918 میلادی و پس از انقلاب روسیه هرگز نام آذربایجان بر اران اطلاق نشده است ونکته ی جالب اینکه این مطلب در اسناد وزارت خارجه ی روسیه ی تزاری به وضوح قابل مشاهده است.
بنابراین منطقه ای به نام آذربایجان هیچگاه خارج از مرزهای کنونی ایران وجود نداشته است.
پیش از آنکه نام آذربایجان دستخوش بازیهای سیاسی شود، هیچگونه اختلاف نظر جدی درباره ی آن وجود نداشته است.متاسفانه گروهی مدعی علم و دانش شروع به جعل تاریخ و تحریف حقایق نمودند و تلاش نمودند که چنین وانمود کنند که وجود ترکان در آسیای غربی، آذربایجان و ایران به روزگاران کهن بازمی گردد و اقوام ترک از عهد باستان و هزاره های پیش از میلاد در این سرزمین می زیسته اند! کسانی مثل علی کمال در ترکیه، بنیاد اف در آذربایجان(ایران شمالی) و افرادی در ایران دست به این تاریخ سازی زدند.
واقعیت این است که همانطور که آقای کاوه بیات محقق برحجسته ی مسائل قفقاز در کتاب توفان بر فراز قفقاز آورده است برای اولین بار استعمال واژه ی آذرایجان برای منطقه ای که اکنون آذربایجان(ایران شمالی) نامیده می شود توسط محمد امین رسول زاده مطرح شد و تنها استدلال وی برای این نام این بود که:کلمه ی آذربایجان از آذرآبادگان مشتق است و وجه اشتقاق هم از کلمه ی آذر است که آتشکده های عتیقه ی موجود در اطراف باکو هم شاهدی برای این مدعاست!
این استدلالات ضعیف و بحث انگیز واکنش روزنامه های ایرانی را در پی داشت و از جمله ی آن ملک الشعرای بهار در روزنامه نوبهار در سوم ربیع الثانی 1336 می نویسد:طرح نام آذربایجان را برای بخشهای جنوبی قفقاز اقدامی کودکانه و از سر سبکسری است. وی ضمن برشمردن ویژگیهای تاریخی و جغرافیایی مشخصی که در نهایت مبین هویت ملی ایرانیان است، ترک گرایی مستتر در مرام و مسلک مساواتیان(حزب رسول زاده که به طور مستقیم تحت تاثیر انگلیس و تحریک مستقیم ترکیه به وجود آمد.)را مورد انتقاد قرار داده و مبنای صحیحی جهت بنیان یک هویت مستقل و پابرجا ندانست.
روزنامه ی جنگل ارگان نهضت جنگل نیز در مقاله ای تحت عنوان"افسانه ای شیرین یا نقل قولی دیرین؛دیگ همسایه زایید" می نویسد:آذربایجان یک عضو مهم ایران، یک ایالت تاریخی، منشا انقلاب، پیشگام فداکاری، جز لاینفک مملکت ایران، مولد زرتش فارس، معبد پارسیان و یکی از قدیمی ترین ولایات ایران قدیم است.اینک چگونه می شود که قفقازیه جنوبی که هر یک از آنها به شهادت تاریخ اسم معینی داشته اند و دارند و همه فارسی نژاد و ایرانی الاصل هستند، که غیر از زبانشان که فعلا ترکی است همه چیزشان ایرانی است امروز اسم آذربایجان را برخود گذاشت.
نکته ی جالبی که شاید بی ارتباط با بحث نباشد اینکه در همین اثنا روزنامه ای با نام نوروز در گنجه منتشر می شد که زیر آرم و لوگوی نشریه به فارسی نوشته بود: :آذربایجان جز لایتجزای ایران است.
جالب تر اینکه بدانید این روزنامه توسط جعفر پیشه وری و فرقه ی دموکرات منتشر و چاپ میشد! حال پیشه وری بعدا چرا و چگونه به مسیری افتاد که در دهه ی بیست اتفاق افتاد از بررسی این مقال خارج است.
ادامه ی این پیشینه ی تاریخی بیش از این ضروری نمی نماید و مراجعه به کتابهای اران و کتاب اران و آذربایجان نوشته ی دکتر عنایت اله رضا و همچنین کتاب توفان بر فراز قفقاز تمام ابهامات را از این مساله خواهد زدود.
به هر حال شاید یادآوری این نکته ضروری می نماید که سرزمینی که اکنون به نام آذربایجان(ایران شمالی) خوانده می شود به اضافه ی بخشهای دیگر قفقاز به دنبال شکست ایران از روسیه و طی قراردادهای گلستان(1813) و ترکمنچای(1828) از ایران جدا و به روسیه ضمیمه گشت.پس از انقلاب کمونیستی سال 1917 دولتی به نام آذربایجان در سل 1918 توسط حزب انگلیسی-ترکیه ای مساوات تشکیل شد که یک سال بیشتر دوام نیاورد و به اتحادیه جماهیر سوسیالیستی ماوراءقفقاز تبدیل شد که پس از سال 1936 به عنوان جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی تبدیل شد.

آذربایجان(ایران شمالی) حتی پس از استقلال در سال 1991 مدام درگیر مشکلات داخلی بود.از جمله ی آنها بحث استان خودمختار ناگورنو-قره باغ است که در سال 1992 توسط جمهوری ارمنستان به اشغال درآمد.سقوط پی در پی دولتها و ناتوانی از حفظ تسلط بر مرزهای سیاسی از مشکلات پس از استقلال جمهوری آذربایجان(ایران شمالی) است.

ایران شمالی

روابط ایران و آذربایجان البته بعد از استقلال این کشور جدا مانده از وطن تاریخی خود تا سال 1995 در حد مطلوبی بود که پس از آنکه باکو رویکرد غرب گرایانه ی خود را آغاز کرد رو به زوال گذاشت.باکو اکنون بیش از آنکه دولتی مستقل را در خود جای داده باشد دولتی تحت نفوذ آنکارا-تل آویو و واشنگتن است.
تلاش برای تحریک سیاستمداران و نخبگان فکری آذربایجانی اقداماتی است که از زمان حکومت سرنگون شده ی ایلچی بی و جبهه ی خلق آغاز گردیده است.
تخصیص بودجه ی 400 هزار دلاری توسط دولت آذربایجان(ایران شمالی) برای تقویت روحیه ی پان آذری گرچه نتوانست نخبگان ایرانی را به بهای دلارهای کثیف باکو به وطن فروشی رهنمون سازد اما هستند کسانی که تحت تاثیر این روحیه ی پانیستی واپس گرا و متحجرانه قرار گرفته اند.جالب اینکه ساختار عقب مانده ی اقتصادی جمهوری آذربایجان(ایران شمالی) که فقط طی یکی دو سال اخیر با استفاده ی از دلارهای نفتی تکانی به خود داده است قطعا با هدفهای شومی این بوجه ی کلان(برای دولت باکو) اختصاص داده است.اعلام روز 31 دسامبر به عنوان روز وحدت آذری های جهان از دیگر اقدامات خصمانه ی دولت غاصب باکو می باشد.
نکته ی جالبی که اینجانب در کتابهای چاپ شده توسط دولت جمهوری آذربایجان(ایران شمالی) دیده ام کتاب تاریخی است که برای دانش آموزان کلاس پنجم ابتدایی این کشور چاپ می شود.نقشه ی چاپ شده روی جلد این کتاب، آذبایجان شرقی، غربی، اردبیل، همدان و گیلان را به همراه خاک جمهوری ارمنستان و بخشهایی از روسیه و گرجستان پیوسته به خاک جمهوری آذربایجان(ایران شمالی) نشان می دهد.بسیاری از مشاهیر ایرانی از جمله ستار خان و باقر خان را نیز به عنوان مشاهیر آذربایجان(ایران شمالی) معرفی شده اند.
نکته ی جالب تر اینکه سایر کتابهای درسی با کیفیتی بسیار نازل و چاپ سیاه و سفید و کاغذ کاهی چاپ شده اند که البته نمایش واضحی از وضعیت اقتصادی آذربایجان(ایران شمالی) است، اما این کتاب تحریف تاریخ که گفته می شود با هزینه ی بریتیش پترولیوم و در ترکیه چاپ شده است با کاغذ مرغوب و چاپ تمام رنگی و کیفیتی عالی به چاپ رسیده است.
این در حالی است که دولت استبداد زده ی باکو(از 125 نماینده ی مجلس 52 نفر فامیلهای سببی و نسبی خانواده ی علی اف هستند) از نگهداری مرزهای خود و تامین امنیت داخلی خود ناتوان است، چنین ادعای گزافی را مطرح می کند.
از جمله ی آنها می توان به بحران ناگورنو-قره باغ اشاره کرد که از سال 1992 تحت تصرف ارمنستان است و به اصطلاح جمهوری آذربایجان(ایران شمالی) هیچگونه اعمال حاکمیتی در آن ندارد.
لزگی ها که اقلیت داغستانی در شمال شرقی آذربایجان(ایران شمالی) هستند و جمعیتی بالغ بر دویست و پنجاه هزار نفر هستند سالیان سال است که با حکومت ضعیف مرکزی در ستیز برای اعلام پیوستد به جمهوری خودمختار داغستان در روسیه هستند.
تالشی های مسلمان شیعه(البته 75 درصد مردم آذربایجان شیعه هستند) که در جنوب آذربایجان(ایران شمالی) و در جوار مرز ایران هستند نیز گروهی دیگر هستند که خواهان استقلال هستند.
مناطقی نیز در شمال شرقی آذربایجان(ایران شمالی) زندگی می کنند که طی جنگ در سالهای 2001 تا 2003 خواستار تاسیس جمهوری جدایی طلب جاربالاکان هستند.
با همه ی این اوصاف دولت آذربایجان(ایران شمالی) که از توان اعمال حاکمیت در مرزهای سیاسی خود برخوردار نیست و حدود بیست درصد از خاکش در تصرف دولت ارمنستان است ادعای پیوستند بخشی از خاک ایران را به خود دارد!
این ادعا بارها توسط مقامات رسمی دولت آذربایجان(ایران شمالی) به خصوص پس از ایلچی بی تکرار شد.به طور مثال شخص ایلچی بی( که توسط حسین مطلب اف سرنگون گردید و پس از وی حیدر علی اف حکومت پادشاهی خود را با نام جمهوری در آذربایجان(ایران شمالی) آغاز کرد) مدعی اتحاد دو آذربایجان بود که البته با پاسخ هوشمندانه ی برخی از مقامات ایرانی پاسخ داده شد. از جمله ی آن می توان به سخنان آیت الله محسن شبستری امام جمعه ی تبریز اشاره کرد که اظهار داشتند:جمهوری آذربایجان(ایران شمالی) زمانی متعلق به ایران بوده است و اگر سخنی از اتحاد دو آذربایجان به میان می آید، این آذری های جمهوری آذربایجان(ایران شمالی) هستند که بایستی به ایران برگردند.
بنابراین با توجه به سوابق تاریخی و با عنایت به این مساله که جمهوری آذربایجان بخش جداافتاده ی خاک ایران همواره بخشی از ایران بوده است نگارنده پیشنهاد می نماید همه ی هویت طلبان(که برخی با سوء تعبیری که از این واژه دارند عکس آن عمل می کنند) ایرانی و وطن دوستان جهت تلاش برای بازگرداندن پیوستگی خاک ایران در همه ی نقاط به خصوص خاک پاک اران و آلبانیا به تلاشهایی دست بزنند که برخی از آنها را در اینجا عنوان می کنم:
1-بازتعریف هویت طلبی بر مبنای پیشینه و سوابق تاریخی و ترویج آن در سراسر ایران به خصوص در میان ساکنان بخشی از خاک ایران در استانهای آذربایجان
2-تشویق و ترویج توجه به پیشینه ی تاریخی ایران و تلاش برای بازسازی بخشی از هویت از دست رفته مان در شمال کشور که اکنون توسط خاندان پادشاهی علی اف غصب شده است
3-دوستانی که به زبان و نوشتار ترکی تسلط دارند سایتهایی به این زبان ایجاد نمایند تا مردم اران که اکنون تحت عنوان مردم جمهوری آذربایجان (ایران شمالی) زندگی می کنند نسبت به هویت و پیشینه ی تاریخی خود آگاهی پیدا کنند.
4-تاسیس ان جی او هایی که تلاش خود را در جهت گسترش روابط با مردم ایرانی ساکن در جمهوری آذربایجان(ایران شمالی) انجام دهد.گرچه ساختار دیکتاتوری حاکم بر جمهوری آذربایجان(ایران شمالی) اجازه ی فعالیت آزادانه را به گروههای هویت طلب ایرانی و ارانی به سادگی نخواهد داد

5-تلاش در جهت آگاه سازی جامعه ی جهانی نسبت به وضعیت سیاسی وخیم در جمهوری آذربایجان

گویا امروز این رسالت تاریخی را ملک الشعرای بهار بر دوش ما گذاشته است که با گفتن اینکه: نام گذاری آذربایجان بر قفقاز جنوبی مبنای صحیحی جهت بنیان یک هویت مستقل و پابرجانیست، ما با تلاشمان ثابت کنیم که این بنیان به زودی فروخواهد پاشید.

و تلاشهای دیگری که هویت طلبان ایرانی می توانند برای بازگرداندن قسمتی از خاک ایران انجام دهند.من به تلاشهایی که دولت می تواند در راستای این مساله انجام دهد اشاره ای نکردم چرا که متاسفانه دولت احمدی نژاد ضعیف تر و ناتوان تر از این است که بتواند تلاش موثری در این راستا انجام دهد.بنابراین خواست هویت طلبان ایرانی عدم دخالت دولت در این مساله است که قطعا به بدتر شدن شرایط می انجامد چرا که دولت احمدی نژاد و شخص وی ثابت کردند که تعهد چندانی به پیشینه ی تاریخی ایران ندارند(از جمله عکس یادگاری احمدی نژاد زیر تابلوی خلیج مجعول عرعرعرعر بی بی بی )

مرتبط: درخواست ملی برای لغو قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان

مرتبط:حرکت ملی آزادیبخش ایران شمالی



در نگارش این نوشتار از کتابهای اران نوشته ی دکتر عنایت اله رضا
توفان بر فراز قفقاز نوشته ی کاوه بیات
ژئوپلوتیک قفقاز نوشته ی دکتر محمدحسین افشردی 
چشم انداز همکاری ایران و اتحادیه اروپا در تامین ثبات و امنیت در قفقاز جنوبی نوشته ی منوچهر مرادی
به علاوه ی مباحث مطرح شده در کلاس درس آقای دکتر حسین احمدی استفاده شده است.
2 اين مطلب توسط نوشته شد  دوشنبه بیست و سوم دی 1387در ساعت  23:58  سيد مجتبي تقوي نژاد  |