اطلاعیه:آقای خاتمی روز جمعه شانزدهم اسفندماه در یاسوج با مردم سخن خواهد گفت.
ساعت ۱۶ مصلی یاسوج
لینک همین مقاله در سایت خبری تحلیلی تریبون
تي اس اليوت:باز به همانجا مي رسيم كه آغاز كرده بوديم، اما اين بار آنجا را خواهيم شناخت.
اعلام آمادگي سيد محمد خاتمي براي حضور در انتخابات رياست جمهوري سال آينده ضمن اينكه اميدهاي فراواني در بخشي از جامعه كه نه تنها از وضعيت موجود خسته شده است بلكه با دلهره و نااميدي توام با حس سرخوردگي نگران آينده ي ايران است، به وجود آورده؛ نگراني هايي را در بخش ديگري از جامعه كه البته داراي همان نگراني ها و اميد هاست پديد آورده است.
از جمله ي اين نگراني ها مي توان به چند مورد اشاره كرد كه به طور خلاصه در زير مي آيد:
1-ميزان شركت مردم در انتخابات هاي مختلف در ساليان اخير به خصوص پس از انتخابات از پيش مشخص شده ي مجلس هفتم به شدت كاهش پيدا كرده است.گرچه مي توان براي اين عدم حضور مردم دلايل بسياري را بر شمرد اما به نظر مي رسد بي اعتمادي مردم به صندوق راي و به خصوص تخلفاتي كه در پي برگزاري دو انتخابات شوراي شهر سوم و مجلس هشتم در دولت نهم صورت گرفت از دلايل عمده باشد.لذا مي توان اولين نگراني اصلاح طلبان، نگراني از عدم شركت بخش عظيمي از جامعه در پاي صندوق هاي راي باشد.
2-بي اعتمادي اي كه در ميان بخشي از جامعه به صندوق راي وجود دارد به شكل ويژه اي در ميان خود اصلاح طلبان وجود دارد.به گونه اي كه بارها از زبان شخصيت هاي اصلاح طلبان شنيديم كه يك حداقل تفاوت واقعي بين آراي آقاي خاتمي و رقيبش از جناح محافظه كار را شرط پيروزي آقاي خاتمي مي دانند.وقتي آقاي انصاري به صراحت از اينكه خاتمي حداقل بايد شش ميليون راي بيشتر از احمدي نژاد بياورد چه معنايي جز اين مي تواند داشته باشد كه مجريان انتخابات حل مشكل تا شش ميليون راي را-ضمن اينكه مشكل شرعي ندارد- آسان مي شمارند؟
3-حضور كانديدايي غير از آقاي خاتمي از سوي جريان اصلاح طلب قطعا نتايج خوشايندي نخواهد داشت.بحث هايي از قبيل تقسيم آراي اصلاح طلبان، افزايش توان تخريبي از سوي محافظه كاران، تقسيم نيرو و توان اجرايي اصلاح طلبان، ايجاد اختلاف بين اصلاح طلباني كه مشتركات فراواني با هم دارند و ... را هر روزه مي شنويم.ولي آيا مي توان به اين تحليل – البته به شدت بدبينانه- نيز توجه داشت كه x مقدار آراي اصلاح طلبان كه در سبد آقايان كروبي و خاتمي قرار مي گيرد به گونه اي حساب شده بالانس شود تا ضمن اينكه جامعه به اين نتيجه برسد كه درست است كه x مقدار راي اصلاح طلبان از Y مقدار راي محافظه كاران بيشتر بود اما به علت تقسيم اين آرا، محافظه كاران با راي كمتر توانستند به قدرت برسند؟
هم استاني هاي ما تجربه ي انتخابات دوره هاي ششم و هفتم مجلس در شهرستان كهگيلويه را مي توانند در نظر داشته باشند.
بحث هايي كه در خصوص صيانت از آرا مطرح مي شود تا چه اندازه جدي گرفته شده است و تا چه حد مي تواند موثر باشد؟
4-اصلاح طلبان از كمترين امكانات رسانه اي براي برقراري ارتباط با جامعه برخوردارند.ضمن اينكه جناح محافظه كار با در اختيار داشتن تريبون هاي مهم و تاثير گذاري همچون صدا و سيما، نمازهاي جمعه و جماعت، روزنامه هاي فراوان و ارزان! و گاها رايگان، ارگانهايي كه فعاليت حزبي دارند و ... مي توانند يك جو عظيم رسانه اي را عليه اصلاح طلبان سازماندهي كنند-كه البته از مدتها پيش اين حركت كليد خورد-
خوشبختانه يا متاسفانه تلويزيون هاي فارسي خارج از كشور نيز همسو با جريانات تندروي داخل مدتهاست تخريب آقاي خاتمي را آغاز كردند.تاثير گذارترين اينها يعني بي بي سي فارسي و صداي آمريكا نيز با زيركي رسانه اي خاصي بدون آنكه به طور مداوم موضع گيري صريح نمايند-كه البته اين هم گاهي اتفاق مي افتد- ذهنيت مخاطب را به به اصطلاح ناكارآمدي آقاي خاتمي معطوف مي كنند و با ژستهاي روشنفكرانه حضور در انتخابات را چيزي جز مشروعيت دادن به سيستم جمهوري اسلامي تحليل نمي كنند و نتيجه آنكه اين روشنگري!! آنها را جز خدمت به جريان محافظه كار نمي توان تحليل كرد.به خصوص بي بي سي كه به هر حال از كشوري منتشر مي شود كه آقايان محافظه كار خود را مديون آن مي دانند و شايد هم سفرهايي در اين ماهها صورت گفته باشد كه نيك براون ها اين بار اخباري از آن درز نداده اند...
ساير شبكه هايي كه گردانندگانشان معمولا يا دچار تاخير ذهني –ماندن در فضاي قبل از انقلاب- هستند يا دچار سوء تغذيه ي تئوريك و يا هر دو، راي به آقاي خاتمي –و البته نه احمدي نژاد- را خيانت به ايران و ايراني مي دانند(عين همين جملات را مجري يكي از شبكه هاي لس آنجلسي در تلويزيونش اعلام كرد).
حال با اين وضعيت ناگوار در فضاي رسانه اي كشور كه حتي اصلاح طلبان حامي آقاي خاتمي از داشتن سايت هاي اينترنتي نيز محروم مي شوند و متاسفانه بخش ديگر اصلاح طلبان هم در روزنامه و سايتهايشان سعي مي كنند چيزي از كيهان كم نياورند آيا نبايد فكري براي ارتباط با مخاطبين كرد؟
نگراني ها البته بسيار بيش از اينهاست اما صحيح نيست كه در اين روزهايي كه جامعه دارد نسيم اميد و تغيير را حس مي كند بيش از اين به آنها بپردازيم.
كسان زيادي را مي شناسم كه اكنون كه از اين وضعيت نيك به تنگ آمده اند فراوان آرزوي توفيق خاتمي را دارند.اما داشتن آرزو به تنهايي نمي تواند چاره ساز باشد.اميد بستن به اينكه خاتمي از اقبال خوبي در جامعه برخوردار است نيز همينطور. امروز بيش از هر روز ديگري جريان اصلاح طلبي ايران-و نه خاتمي- نياز به تلاش و همدلي مردم دارد. راههاي اين تلاش مي تواند بسيار متفاوت باشد. از تلاش براي قانع كردن دوستاني كه نااميد از صندوق راي هستند-تنها راهي كه اصلاحات مي تواند از طريق آن ادامه پيدا كند- تا بازگويي توفيقات خاتمي در عرصه هاي مختلف و حتي كساني كه در توان دارند كمك مالي به ستادهاي آقاي خاتمي يا نشريات داخلي احزاب جهت بهتر شدن روند فعاليت ها...
*عنوان این یادداشت قسمتی از شعری است که فرهاد مهراد در یکی از ترانه هایش می خواند.